اصول برخورد درست با نوجوان چیست؟ آیا این طغیان گری ویژگی ذاتی نوجوان است؟ در ادامه مقاله سعی میکنیم به این پرسشها پاسخ داده و قدم قدم مهارتهایی که والدین برای برخورد با نوجوانشان به آن نیاز دارند به شما معرفی کنیم.
قدرت اقناع: چیستی و مهارتهااختلاف سنی، اقتضائات زمانی و بسیاری مولفههای دیگر باعث میشود والدین و نوجوانشان از دو دنیای متفاوت به یک مسئله نگاه کنند. به خصوص وقتی قدرت احساس نوجوان را در نظر بگیریم، کاملا یه دره عمیق در نگاه نوجوان به مسائل با والدین قابل لمس میشود. نتیجه این اختلاف نگاه، عدم فهم مشترک از مسائل است. والدین مبتنی بر تجربه، به دور از احساسات و با آینده نگری به مسئله نگاه کرده و تصمیمی با حداکثر نفع برای فرزندشان میگیرند. انتظار طبیعی والدین، پذیرش این تصمیم توسط نوجوان است.
اما همانطور که توضیح دادیم، نوجوان نمیتواند منطق پشت تصمیم والدین را درک کند. او در حال زندگی میکند. با احساساتش مسئله را تجزیه و تحلیل کرده و در نگاهش دیدگاه دوستان و شبکه های ارتباطیش از منفعتی که در آینده در پس تصمیم والدینش است، ملموستر و مطلوبتر میآید. اینجاست که مهارت اقناع، به عنوان یک مهارت ضروری مطرح میشود.
برای تعامل سازنده با نوجوان باید در گام نخست جهان او را درک کرد. یعنی چه؟ یعنی بفهمیم او از چه زاویهای به مساله نگاه میکند. سطح نیازها، چیزهایی که برای نوجوان مطلوب است با والدین متفاوت است. در جهان او درست و غلط با جهان والدین متفاوت است. جذابیتها رنگ و بوی دیگری دارد. وقتی والدین از جهان خود با معیارهای درست و غلط خود و مولفه های جذابیتشان با نوجوان سخن میگویند، حرفهایشان برای او بیمعنا میشود. نوجوان درک نمیکند چرا صحبتهای والدین درست است؟ چرا باید جذابیتهایی که نگاه والدین فاقد آن است را جایگزین منطق جذاب و قابل فهم خودش کند. این دیوار تنها در یک صورت فرو میریزد. والدین درک کنند که فرزندشان از چه زاویهای به مساله نگاه میکند؟ اما چگونه؟

قبل از دیکته زاویه نگاهتان به او، بخواهید نگاه و تصمیم خودش در خصوص مسالهای که قصد صحبت در موردش را دارید با شما در میان بگذارد. دقیق گوش بدهید. در خصوص نقاط مبهم سوال کنید. نشان بدهید که صحبتهایش برایتان مهم است. در این مرحله تا حد امکان نقد نکنید. فقط گوش داده و کامل بفهمید که چه چیزهایی برای او مهم است. این مرحله به کمی تایید هم نیاز دارد. وقتی نوجوان میبیند که شما او را تایید کرده و همدلی نشان میدهید، پذیرشش نسبت به نگاه شما که در مرحله بعد قصد طرح آن را دارید بازتر میشود.
حالا نوبت مطرح کردن دیدگاه خودتان است. اول از همه امر و نهی نکنید. با لحن دستوری صحبت کردن، همان اول ماجرا گفت و گوی شما با فرزندتان را به شکست خواهد رساند. به جای امر و نهی زاویه نگاه جدید به مساله در اختیارش بگذارید. مثلا بگویید به این مساله از این زاویه هم میتوان نگاه کرد. بعد مزیتهای مسیر و نگاه خودتان را کامل و جزیی برایش توضیح بدهید. در نهایت چند نقطه ضعف نسبت به دیدگاه خودش با او مطرح کنید. معمولا در این جای بحث نوجوان چند ایراد به مسیر شما خواهد گرفت. نسبت به انتقادات او گارد باز نشان داده و نشان دهید که انتقاداتش مهم است. سعی کنید منطقی به این انتقادات پاسخ بدهید.
اگر با این مسیر پیش برویم جوان حتما به حرف ما گوش خواهد داد؟ پاسخ منفی است. همان طور که قبلا هم اشاره کردیم، دوره نوجوانی و جوانی دوره شور و احساس و تجربههای جدید است. به عنوان پدر و مادر نوجوانی خودتان را به یاد بیاورید. خیلی از تصمیمات اشتباه شما زمینهای شده برای رشدتان، برای آگهیهای بعدی که بر اساس آن تصمیم درست گرفتهاید. اگر نوجوانتان در مسیری که گفتیم با شما همراه نشد، شما در تجربه مسیری که انتخاب کرده همراهش بوده و هزینه تجربه را برایش به حداقل برسانید. گاهی شما میدانید این تصمیم اشتباه است اما نوجوان حاضر نیست از تجربه شما استفاده کند. بودن شما در مسیری که از چم و خمش آگاهید، دست اندازهایش را میشناسید هزینههای مسیر را برای او کم میکند. علاوه بر این به اون میزان خیرخواه بودن شما را در عمل نشان میدهد. فراموش نکنید خیلی از باورهای فرزندتان نسبت به شما نه در نتیجه صحبتهایتان که ناشی از نوع رفتارهای عملی است که او از شما در طول تجربه زیسته زندگیش با شما به دست آورده است.
اصلیترین موانع یک تعامل سازنده با نوجوان
معمولا یک سری نگاهشناختی از سمت والدین به نوجوان وجود دارد که به اصطلاح علمی انسداد گفتمانی بین آنهای ایجاد میکند. در این بخش مقاله این نگاهها را به صورت اجمالی با هم بررسی میکنیم. خودآگاهی والدین نسبت به این موارد، کمک خواهد کرد تا ضمن اجتناب از آنها، مشکل ارتباطی خود با نوجوان را درک کنند.
- نگاه تحقیرآمیز به نوجوان: عدم پذیرش این موضوع که فرزندم بزرگ شده و حالا در صدد استقلال شخصیتی است، هم برای والدین و هم برای نوجوان ایجاد چالش میکند. از طرفی والدین به فرزند در نتیجه این نگاه فرصت ورود به عرصههای مهم و بزرگ را به صورت مستقل نداده و از طرف دیگر فرزند که میل به استقلال خواهی در او هر روز بیشتر میشود برای اثبات تواناییهایش رفتارهای پرخطر بیشتری انجام میدهد. والدین باید به این خودآگاهی دست یابند که افزایش سن برای نوجوان به معنای افزایش استقلال خواهی او و امکان و فرصت اخذ تصمیمهای فردی بیشتر است. در این مسیر نباید تواناییهای او را مورد تردید قرار دهند. برعکس باید زمینه شکوفا شدن این مهارتها را به عنوان یک همراه برایش فراهم کنند.

- نگاه یک طرفه: یعنی به عنوان والد، جهان نوجوان به عنوان موجود استقلال خواه را به رسمیت نشناسید. فقط از زاویه نگاه خود و با استفاده از تواناییها و داراییهایتان به عنوان مادر و پدر بخواهید زاویه نگاهتان، تصمیمتان و خواستتان را به فرزند دیکته کنید. به طور قطع در این مسیر با شکست مواجه خواهید شد. همزمان با افزایش میل به ابراز وجود در عرصه های پرخطر برای نوجوان توانایی کنترل شما کاسته میشود. از طرفی ابزارها و اهرمهایی که برای کنترل او در اختیار داشتهاید قدرتش را از دست میدهد. تواناییهای جسمی نوجوان افزایش مییابد. ترس بیرون کردن از خانه یا ندادن پول به او را با کمک شبکه ارتباطیش مدیریت میکند. والدینی که مدام از این جور اهرمها برای کنترل فرزند نوجوانشان استفاده کرده اند در ذهن او به عنوان انسانهای زورگو و بیمنطق طبقه بندی میشوند. پس به عنوان پدر و مادر بپذیرید که جهان نوجوانتان در این سن مولفههایی متفاوت از جهان شما دارد. آن را به رسمیت شناخته و با درک این جهان به او کمک کنید.
- بی اعتمادی: ثمره همه اشتباهات در نگاه بین فرزند نوجوان و والدین منجر به بی اعتمادی میشود. بی اعتمادی میوه تصمیمات، نگاه و برآورد غلط دوطرف است. لذا باید نسبت به آن حساسیت بیشتری به خرج داد. وقتی والدین نسبت به فرزندشان بی اعتماد میشوند، هر تصمیم و رفتار او را غلط تعبیر میکنند. از طرفی وقتی فرزند نسبت به والدین بی اعتماد میشود، میزان پنهانکاری در رفتارهایش را افزایش داده صحبتها و رفتارهای والدین را نمیپذیرد. اما چرا رابطه بین فرزند و والد به سمت بیاعتمادی میرود؟ اگر والدین اشتباه برای فرزند را به رسمیت نشناخته و تصمیمات غلط او را از سر لجبازی، ناتوانی و بی مهارتی عمدی تعبیر کنند کمکم چارچوب ذهنیشان حس بی اعتمادی نسبت به نوجوان را ایجاد خواهد کرد. از طرفی وقتی که فرزند، عدم همدلی والدین، سرزنشهای مکرر، برخوردهای دور از منطق و فرصت ندادن والدین برای دفاع از خود را مشاهده میکند نسبت به آنها حس بیاعتمادی میگیرد.
جمع بندی
نوجوانی هم فرصت است هم تهدید و والدین نقش پررنگی در مدیریت این برهه سنی برای فرزندشان دارند. مهترین نکته در تعامل با نوجوان از سمت والدین پذیرش نیازمندی به مهارت برای کمک به نوجوان است. نمیتوان بدون درک درست از مهارتهای تعامل با فرزند انتظار نتیجه درست داشت. نتیجه تعامل غلط طغیان، بی اعتمادی و سرکشی نوجوان خواهد بود. رفتارهایی که هم به کانون خانواده آسیب میزند و هم برای نوجوان ایجاد مشکل خواهد کرد.
مهمترین مهارت والدین در این برهه مهارت اقناع است. یعنی ناظر به جهان نوجوان با او سخن بگویند، نگاهشان را به او بیاموزند و به او فرصت اشتباه بدهند. اشتباهی که با بودن والدین در کنارشان نه تنها از میزان آسیبهایش کاسته میشود بلکه به عنوان یک تجربه برای تصمیمات آینده عمل خواهد کرد. اگر والدین به جای کسب مهارت در اقناع به سمت بی اعتمادی به فرزند، تحقیر و نگاه یک طرفه بروند، دیوار گفت و گو بین آنها امکان هرگونه تعامل سازنده را از دو طرف سلب میکند.

