مهارت‌ اقناع نوجوانان در خانواده

اقناع نوجوان در خانواده

نوجوانی دوره‌ای با چالش‌ها، تکانه‌های شدید روحی و دوره تصمیمات بزرگ است. در این برهه نوجوان به بستری برای تجربه کردن نیاز دارد. در این دوره نخستین چالش‌های مهم پیش‌روی انسان قرار می‌گیرد. نیاز به بستری برای محک زدن تصمیمات و مهار تکانه‌های شدید روحی به یک ضرورت تبدیل می‌شود. خانواده اصلی‌ترین، امن‌ترن و مناسب‌ترین بستر آموزشی برای نوجوانان است. یک بستر امن که فرصت تجربه کردن، با کمترین پیامد منفی را برای نوجوان فراهم می‌کند. معمولا نوجوانانی که بستر مناسب برای تجربه امن در خانواده پیدا می‌کنند، قدرت تصمیم‌گیری، تجزیه و تحلیل و فهم درست و غلط را بهتر از سایر همسالانشان خواهند یافت. نتیجه تعامل درست خانواده و نوجوان، شکل گیری هویت شخصی سالم است. هویتی که ضمن کنترل الگوهای ارتباطی در این بازه زمانی حساس، نسبت به مهارت‌هایش، خودآگاهی پیدا کرده و به چارچوب درستی برای مدیریت احساساتش رسیده‌است. مهمترین نقش برای گزار موفق در این برهه بر عهده والدین است.

اصول برخورد درست با نوجوان چیست؟ آیا این طغیان گری ویژگی ذاتی نوجوان است؟ در ادامه مقاله سعی می‌کنیم به این پرسش‌ها پاسخ داده و قدم قدم مهارت‌هایی که والدین برای برخورد با نوجوانشان به آن نیاز دارند به شما معرفی کنیم.

قدرت اقناع: چیستی و مهارت‌ها

اختلاف سنی، اقتضائات زمانی و بسیاری مولفه‌های دیگر باعث می‌شود والدین و نوجوانشان از دو دنیای متفاوت به یک مسئله نگاه کنند. به خصوص وقتی قدرت احساس نوجوان را در نظر بگیریم، کاملا یه دره عمیق در نگاه نوجوان به مسائل با والدین قابل لمس می‌شود. نتیجه این اختلاف نگاه، عدم فهم مشترک از مسائل است. والدین مبتنی بر تجربه، به دور از احساسات و با آینده نگری به مسئله نگاه کرده و تصمیمی با حداکثر نفع برای فرزندشان می‌گیرند. انتظار طبیعی والدین، پذیرش این تصمیم توسط نوجوان است.

اما همان‌طور که توضیح دادیم، نوجوان نمی‌تواند منطق پشت تصمیم والدین را درک کند. او در حال زندگی می‌کند. با احساساتش مسئله را تجزیه و تحلیل کرده و در نگاهش دیدگاه دوستان و شبکه های ارتباطیش از منفعتی که در آینده در پس تصمیم والدینش است، ملموس‌تر و مطلوب‌تر می‌آید. این‌جاست که مهارت اقناع، به عنوان یک مهارت ضروری مطرح می‌شود.

برای تعامل سازنده با نوجوان باید در گام نخست جهان او را درک کرد. یعنی چه؟ یعنی بفهمیم او از چه زاویه‌ای به مساله نگاه می‌کند. سطح نیازها، چیزهایی که برای نوجوان مطلوب است با والدین متفاوت است. در جهان او درست و غلط با جهان والدین متفاوت است. جذابیت‌ها رنگ و بوی دیگری دارد. وقتی والدین از جهان خود با معیارهای درست و غلط خود و مولفه های جذابیتشان با نوجوان سخن می‌گویند، حرفهایشان برای او بی‌معنا می‌شود. نوجوان درک نمی‌کند چرا صحبت‌های والدین درست است؟ چرا باید جذابیت‌هایی که نگاه والدین فاقد آن است را جایگزین منطق جذاب و قابل فهم خودش کند. این دیوار تنها در یک صورت فرو می‌ریزد. والدین درک کنند که فرزندشان از چه زاویه‌ای به مساله نگاه می‌کند؟ اما چگونه؟

قبل از دیکته زاویه نگاهتان به او، بخواهید نگاه و تصمیم خودش در خصوص مساله‌ای که قصد صحبت در موردش را دارید با شما در میان بگذارد. دقیق گوش بدهید. در خصوص نقاط مبهم سوال کنید. نشان بدهید که صحبت‌هایش برایتان مهم است. در این مرحله تا حد امکان نقد نکنید. فقط گوش داده و کامل بفهمید که چه چیزهایی برای او مهم است. این مرحله به کمی تایید هم نیاز دارد. وقتی نوجوان می‌بیند که شما او را تایید کرده و همدلی نشان می‌دهید، پذیرشش نسبت به نگاه شما که در مرحله بعد قصد طرح آن را دارید بازتر می‌شود.

حالا نوبت مطرح کردن دیدگاه خودتان است. اول از همه امر و نهی نکنید. با لحن دستوری صحبت کردن، همان اول ماجرا گفت و گوی شما با فرزندتان را به شکست خواهد رساند. به جای امر و نهی زاویه نگاه جدید به مساله در اختیارش بگذارید. مثلا بگویید به این مساله از این زاویه هم می‌توان نگاه کرد. بعد مزیت‌های مسیر و نگاه خودتان را کامل و جزیی برایش توضیح بدهید. در نهایت چند نقطه ضعف نسبت به دیدگاه خودش با او مطرح کنید. معمولا در این جای بحث نوجوان چند ایراد به مسیر شما خواهد گرفت. نسبت به انتقادات او گارد باز نشان داده و نشان دهید که انتقاداتش مهم است. سعی کنید منطقی به این انتقادات پاسخ بدهید.

اگر با این مسیر پیش برویم جوان حتما به حرف ما گوش خواهد داد؟ پاسخ منفی است. همان طور که قبلا هم اشاره کردیم، دوره نوجوانی و جوانی دوره شور و احساس و تجربه‌های جدید است. به عنوان پدر و مادر نوجوانی خودتان را به یاد بیاورید. خیلی از تصمیمات اشتباه شما زمینه‌ای شده برای رشدتان، برای آگهی‌های بعدی که بر اساس آن تصمیم درست گرفته‌اید. اگر نوجوانتان در مسیری که گفتیم با شما همراه نشد، شما در تجربه مسیری که انتخاب کرده همراهش بوده و هزینه تجربه را برایش به حداقل برسانید. گاهی شما می‌دانید این تصمیم اشتباه است اما نوجوان حاضر نیست از تجربه شما استفاده کند. بودن شما در مسیری که از چم و خمش آگاهید، دست اندازهایش را می‌شناسید هزینه‌های مسیر را برای او کم می‌کند. علاوه بر این به اون میزان خیرخواه بودن شما را در عمل نشان می‌دهد. فراموش نکنید خیلی از باورهای فرزندتان نسبت به شما نه در نتیجه صحبت‌هایتان که ناشی از نوع رفتارهای عملی است که او از شما در طول تجربه زیسته زندگیش با شما به دست آورده است.

 

اصلی‌ترین موانع یک تعامل سازنده با نوجوان

معمولا یک سری نگاه‌شناختی از سمت والدین به نوجوان وجود دارد که به اصطلاح علمی انسداد گفتمانی بین آن‌های ایجاد می‌کند. در این بخش مقاله این نگاه‌ها را به صورت اجمالی با هم بررسی می‌کنیم. خودآگاهی والدین نسبت به این موارد، کمک خواهد کرد تا ضمن اجتناب از آن‌ها، مشکل ارتباطی خود با نوجوان را درک کنند.

  • نگاه تحقیرآمیز به نوجوان: عدم پذیرش این موضوع که فرزندم بزرگ شده و حالا در صدد استقلال شخصیتی است، هم برای والدین و هم برای نوجوان ایجاد چالش می‌کند. از طرفی والدین به فرزند در نتیجه این نگاه فرصت ورود به عرصه‌های مهم و بزرگ را به صورت مستقل نداده و از طرف دیگر فرزند که میل به استقلال خواهی در او هر روز بیشتر می‌شود برای اثبات توانایی‌هایش رفتارهای پرخطر بیشتری انجام می‌دهد. والدین باید به این خودآگاهی دست یابند که افزایش سن برای نوجوان به معنای افزایش استقلال خواهی او و امکان و فرصت اخذ تصمیم‌های فردی بیشتر است. در این مسیر نباید توانایی‌های او را مورد تردید قرار دهند. برعکس باید زمینه شکوفا شدن این مهارت‌ها را به عنوان یک همراه برایش فراهم کنند.
  • نگاه یک طرفه: یعنی به عنوان والد، جهان نوجوان به عنوان موجود استقلال خواه را به رسمیت نشناسید. فقط از زاویه نگاه خود و با استفاده از توانایی‌ها و دارایی‌هایتان به عنوان مادر و پدر بخواهید زاویه نگاهتان، تصمیمتان و خواستتان را به فرزند دیکته کنید. به طور قطع در این مسیر با شکست مواجه خواهید شد. همزمان با افزایش میل به ابراز وجود در عرصه های پرخطر برای نوجوان توانایی کنترل شما کاسته می‌شود. از طرفی ابزارها و اهرم‌هایی که برای کنترل او در اختیار داشته‌اید قدرتش را از دست می‌دهد. توانایی‌های جسمی نوجوان افزایش می‌یابد. ترس بیرون کردن از خانه یا ندادن پول به او را با کمک شبکه ارتباطیش مدیریت می‌کند. والدینی که مدام از این جور اهرم‌ها برای کنترل فرزند نوجوانشان استفاده کرده اند در ذهن او به عنوان انسان‌های زورگو و بی‌منطق طبقه بندی می‌شوند. پس به عنوان پدر و مادر بپذیرید که جهان نوجوانتان در این سن مولفه‌هایی متفاوت از جهان شما دارد. آن را به رسمیت شناخته و با درک این جهان به او کمک کنید.
  • بی اعتمادی: ثمره همه اشتباهات در نگاه بین فرزند نوجوان و والدین منجر به بی اعتمادی می‌شود. بی اعتمادی میوه تصمیمات، نگاه و برآورد غلط دوطرف است. لذا باید نسبت به آن حساسیت بیشتری به خرج داد. وقتی والدین نسبت به فرزندشان بی اعتماد می‌شوند، هر تصمیم و رفتار او را غلط تعبیر می‌کنند. از طرفی وقتی فرزند نسبت به والدین بی اعتماد می‌شود، میزان پنهان‌کاری در رفتارهایش را افزایش داده صحبت‌ها و رفتارهای والدین را نمی‌پذیرد. اما چرا رابطه بین فرزند و والد به سمت بی‌اعتمادی می‌رود؟ اگر والدین اشتباه برای فرزند را به رسمیت نشناخته و تصمیمات غلط او را از سر لجبازی، ناتوانی و بی مهارتی عمدی تعبیر کنند کم‌کم چارچوب ذهنیشان حس بی اعتمادی نسبت به نوجوان را ایجاد خواهد کرد. از طرفی وقتی که فرزند، عدم همدلی والدین، سرزنش‌های مکرر، برخوردهای دور از منطق و فرصت ندادن والدین برای دفاع از خود را مشاهده می‌کند نسبت به آن‌ها حس بی‌اعتمادی می‌گیرد.

 

جمع بندی

نوجوانی هم فرصت است هم تهدید و والدین نقش پررنگی در مدیریت این برهه سنی برای فرزندشان دارند. مهترین نکته در تعامل با نوجوان از سمت والدین پذیرش نیازمندی به مهارت برای کمک به نوجوان است. نمی‌توان بدون درک درست از مهارت‌های تعامل با فرزند انتظار نتیجه درست داشت. نتیجه تعامل غلط طغیان، بی اعتمادی و سرکشی نوجوان خواهد بود. رفتارهایی که هم به کانون خانواده آسیب می‌زند و هم برای نوجوان ایجاد مشکل خواهد کرد.

مهمترین مهارت والدین در این برهه مهارت اقناع است. یعنی ناظر به جهان نوجوان با او سخن بگویند، نگاهشان را به او بیاموزند و به او فرصت اشتباه بدهند. اشتباهی که با بودن والدین در کنارشان نه تنها از میزان آسیب‌هایش کاسته می‌شود بلکه به عنوان یک تجربه برای تصمیمات آینده عمل خواهد کرد. اگر والدین به جای کسب مهارت در اقناع به سمت بی اعتمادی به فرزند، تحقیر و نگاه یک طرفه بروند، دیوار گفت و گو بین آن‌ها امکان هرگونه تعامل سازنده را از دو طرف سلب می‌کند.

برای ادامهٔ این موضوع می‌توانید این راهنماها را هم در همین مسیر بخوانید: تاثیرات کار گروهی بر تقویت آرامش خانواده، نقش پدر در مدیریت مالی خانواده در شرایط جنگی، راهکارهای عملی برای مدیریت اخبار اضطراب‌زا در خانواده و حفظ آرامش جمعی، مدیریت اضطراب در خانواده، خانه امن در دل بحران: مدیریت روابط زن و شوهر در طولانی مدت، بازتعریف خانواده در عصر بحران با الهام از راهپیمایی اربعین.

⭐ پیشنهاد مطالعه بعدی

برای تسلط بیشتر بر این مبحث، مطالعه این راهنما به شما پیشنهاد می‌شود:

تاثیرات کار گروهی بر تقویت آرامش خانواده

خانواده به‌عنوان نخستین نهاد اجتماعی و کوچک‌ترین هسته جامعه، نه‌تنها وظیفه تأمین نیازهای اولیه مادی را بر عهده دارد بلکه اساسی‌ترین بستر برای شکل‌گیری و رشد سلامت روان انسان است. هر انسانی اولین تجربه‌های پیوند، امنیت و آرامش روانی را در آغوش خانواده می‌آموزد و این تجربه‌ها شالوده سلامت روانی او در مراحل بعدی زندگی می‌شود. در جهان امروز، شتاب تحولات اجتماعی، زندگی‌های آپارتمانی، اشتغال والدین، استفاده گسترده از فضای مجازی و کاهش زمان گفت‌وگوی چهره‌به‌چهره، کیفیت تعاملات خانوادگی را با چالش‌های جدی مواجه کرده است. بسیاری از خانواده‌ها علی‌رغم زندگی در زیر یک سقف، به‌طور روانی از یکدیگر فاصله می‌گیرند. این فاصله‌ها می‌تواند به احساس تنهایی، اضطراب، کاهش همدلی و حتی بروز تنش‌های مکرر منجر شود. در چنین شرایطی، یافتن شیوه‌هایی ساده اما اثربخش برای بازسازی پیوندهای خانوادگی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. انجام کارهای گروهی یکی از همین شیوه‌های ساده اما قدرتمند است. همکاری در کارهای روزمره، پروژه‌های کوچک خانگی یا برنامه‌های تفریحی خانوادگی، فضای مشترکی می‌آفریند که در آن اعضا با نقش‌های مکمل، هدف مشترک و تعامل سازنده روبه‌رو می‌شوند. این تعاملات می‌تواند احساس حمایت، امنیت و آرامش روانی را در همه اعضا – از کودک تا سالمند – تقویت کند. هدف این مقاله، بررسی تأثیرات روان‌شناختی کار گروهی بر آرامش روانی خانواده از منظر مفاهیم علمی روان‌شناسی است. در این مسیر، برخی نظریه‌های بنیادین روان‌شناسی اجتماعی و خانواده، همچون نظریه دلبستگی، انسجام خانواده، حمایت اجتماعی و خودکارآمدی، چارچوب تحلیلی ما خواهند بود.

مطالعه این راهنما
ادامه همین موضوع

برای تکمیل این موضوع، راهنماهای نزدیک به همین مرحله و مهارت را بخوانید.

تاثیرات کار گروهی بر تقویت آرامش خانوادهخانواده به‌عنوان نخستین نهاد اجتماعی و کوچک‌ترین هسته جامعه، نه‌تنها وظیفه تأمین نیازهای اولیه مادی را بر عهده دارد بلکه اساسی‌ترین بستر برای شکل‌گیری و رشد سلامت روان انسان است. هر انسانی اولین تجربه‌های پیوند، امنیت و آرامش روانی را در آغوش خانواده می‌آموزد و این تجربه‌ها شالوده سلامت روانی او در مراحل بعدی زندگی می‌شود. در جهان امروز، شتاب تحولات اجتماعی، زندگی‌های آپارتمانی، اشتغال والدین، استفاده گسترده از فضای مجازی و کاهش زمان گفت‌وگوی چهره‌به‌چهره، کیفیت تعاملات خانوادگی را با چالش‌های جدی مواجه کرده است. بسیاری از خانواده‌ها علی‌رغم زندگی در زیر یک سقف، به‌طور روانی از یکدیگر فاصله می‌گیرند. این فاصله‌ها می‌تواند به احساس تنهایی، اضطراب، کاهش همدلی و حتی بروز تنش‌های مکرر منجر شود. در چنین شرایطی، یافتن شیوه‌هایی ساده اما اثربخش برای بازسازی پیوندهای خانوادگی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. انجام کارهای گروهی یکی از همین شیوه‌های ساده اما قدرتمند است. همکاری در کارهای روزمره، پروژه‌های کوچک خانگی یا برنامه‌های تفریحی خانوادگی، فضای مشترکی می‌آفریند که در آن اعضا با نقش‌های مکمل، هدف مشترک و تعامل سازنده روبه‌رو می‌شوند. این تعاملات می‌تواند احساس حمایت، امنیت و آرامش روانی را در همه اعضا – از کودک تا سالمند – تقویت کند. هدف این مقاله، بررسی تأثیرات روان‌شناختی کار گروهی بر آرامش روانی خانواده از منظر مفاهیم علمی روان‌شناسی است. در این مسیر، برخی نظریه‌های بنیادین روان‌شناسی اجتماعی و خانواده، همچون نظریه دلبستگی، انسجام خانواده، حمایت اجتماعی و خودکارآمدی، چارچوب تحلیلی ما خواهند بود.خواندن مطلبنقش پدر در مدیریت مالی خانواده در شرایط جنگیدر شرایطی که جنگ، برخی از جوانب زندگی را هدف گرفته‌است، خانواده به پناهگاهی تبدیل می‌شود که ثبات آن بیش از مواقع دیگر وابسته به مدیریت مالی و عاطفی می‌باشد. در این میان، پدر خانواده که نقش سنتی تأمین‌کننده را بر عهده دارد، با فشاری سنگین از دو سو مواجه می‌شود: تأمین معاش در بستر بی ثباتی اقتصادی، و حفظ آرامش روانی خانواده در دل آشوب. با کاهش میزان درآمد، افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها، و فروپاشی فرصت‌های شغلی، بسیاری از پدران دچار سردرگمی و احساس ناکامی می‌شوند. از سوی دیگر، اگر خانواده از این فشارها آگاه نباشد یا درک کافی از وضعیت نداشته باشد، فضای خانه به محل سوءتفاهم و تنش بدل خواهد شد. این مقاله تلاشی است برای بررسی این خلا بزرگ؛ اینکه یک پدر چگونه می‌تواند در سخت‌ترین شرایط ممکن، اقتصاد خانواده را مدیریت کند و در عین حال، توسط همسر و فرزندانش درک و حمایت شود.خواندن مطلبراهکارهای عملی برای مدیریت اخبار اضطراب‌زا در خانواده و حفظ آرامش جمعیدر دنیای پرهیاهوی امروز که رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی همواره در حال مخابره اخبار مختلف هستند، مواجهه‌ی روزمره با اخبار ناراحت‌کننده مانند جنگ‌ها، بلایای طبیعی و بحران‌های اجتماعی، به امری اجتناب‌ناپذیر بدل شده است. ورود بی‌فیلتر این اطلاعات به فضای خانه می‌تواند منجر به ایجاد اضطراب، ناامنی و تنش در بین اعضای خانواده شود. در این میان، نقش خانواده به عنوان حامی آرامش روانی، بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند. هرچند آگاهی از شرایط جهانی ضروری است، اما چگونگی مدیریت این آگاهی، تعیین‌کننده‌ وضعیت سلامت روانی اعضای خانواده خواهد بود. هدف این مقاله ارائه راهکارهایی ساده، کاربردی و مؤثر برای مدیریت اخبار منفی در خانه است؛ تا ضمن حفظ آگاهی، از تأثیرات روانی نامطلوب آن پیشگیری شود و محیط خانه به پناهگاهی امن و آرام برای اعضای خانواده تبدیل گردد.خواندن مطلبمدیریت اضطراب در خانوادهوقتی شرایط اجتماعی از حالت طبیعی و همیشگی خارج می شود شاهد یکسری تعییرات و علائمی در افراد خواهیم بود. اضطراب یکی از برجسته ترین نشانه ها هنگام مواجه شدن با شرایط تنش زاست. اعضای خانواده ازجمله گروه های مهم اجتماعی هستند که ممکن است با این علائم دست و پنجه نرم کنند. وقتی اضطراب از حالت کنترل خارج شود خانواده‌ها به تدریج در معرض آسیب‌های روانی و اضطراب‌های مستمر قرار می‌گیرند. این اضطراب‌ها باعث می‌شوند که تمرکز از زندگی روزمره و روابط اجتماعی برداشته شود و افراد به‌جای اینکه به نحوی فعالانه با ترس‌های خود روبرو شوند، در یک چرخه بی‌پایان از نگرانی‌ها گرفتار شوند. در این شرایط، مدیریت اضطراب و ترس برای حفظ سلامت روان خانواده‌ها امری ضروری است. اما چگونه می‌توان این ترس‌ها را مدیریت کرد؟ چگونه می‌توان در شرایط بحرانی روانی، تاب‌آوری خود را افزایش داد؟خواندن مطلبخانه امن در دل بحران: مدیریت روابط زن و شوهر در طولانی مدتوقتی بحرانی مانند جنگ یا همه‌گیری بیماری‌ گسترش پیدا می‌کند، زندگی بیرونی و درونی انسان‌ها به‌شکل گسترده‌ای دچار دگرگونی می‌شود. یکی از مهم‌ترین تغییرات در این دوران، جابه‌جایی محل کار از بیرون به درون خانه است. والدینی که پیش‌تر ساعت‌های زیادی را بیرون از خانه سپری می‌کردند، حالا باید از صبح تا شب در کنار هم بمانند و علاوه بر مسئولیت‌های خانوادگی، کار شغلی خود را هم زیر یک سقف پیش ببرند. در چنین شرایطی، خانه به محیطی چندکاره تبدیل می‌شود؛ جایی که باید هم آرامش‌بخش باشد، هم کارآمد، هم گرم و صمیمی، و هم منظم. در این وضعیت پیچیده، طبیعی است که اگر زن و شوهر ندانند چطور باید با هم رفتار کنند، اختلافات کوچک به تنش‌های بزرگ تبدیل می‌شود و نه‌تنها آرامش خانه از بین می‌رود، بلکه فرزندان نیز تحت تأثیر این فضای پرتنش قرار می‌گیرند. این مقاله تلاش می‌کند نشان دهد وقتی زوج‌ها مجبورند مدت طولانی کنار هم کار و زندگی کنند، چه نکاتی می‌تواند کمک کند تا درگیری و اختلاف کمتر شود و رابطه‌ای سالم‌تر شکل بگیرد.خواندن مطلببازتعریف خانواده در عصر بحران با الهام از راهپیمایی اربعیندر عصر کنونی، خانواده‌ها در معرض بحران‌های گوناگونی همچون فشارهای اقتصادی، ناپایداری‌های اجتماعی، معضلات فرهنگی قرار دارند؛ بحران‌هایی که عملکرد تربیتی، عاطفی و اخلاقی خانواده‌ها را نیز مختل می‌سازند. این وضعیت، نیاز به بازتعریف نقش خانواده را بیش از پیش ضروری کرده است؛ نقشی که فراتر از پناهگاهی فردی، به عنوان یک نهاد مقاوم، معنابخش و هویت‌ساز عمل کند. در این میان، راهپیمایی عظیم و مردمی اربعین، به عنوان یک پدیده اجتماعی ـ معنوی، می‌تواند منبع الهام و الگوی عملی برای بازسازی نقش خانواده باشد. فضای اربعین ظرفیت‌هایی بی‌نظیر را در دل خود نهفته دارد که برای خانواده‌ها در مواجهه با بحران‌های مدرن، بسیار آموزنده و اثرگذار است. در این مقاله تلاش می‌کنیم با الهام از اربعین، راه‌های نوینی برای پایداری، همبستگی و معنا‌یابی در خانواده معرفی نماییم تا در این عصر پرتلاطم، خانواده‌هایمان تبدیل به کانونی از آرامش و رشد شوند.خواندن مطلب