امروزه در بسیاری از مراسم عقد ایرانی، یکی از لحظات حساس، هنگامی است که رقم مهریه اعلام میشود. برخلاف گذشتههای نزدیک که مهریهها معمولاً در حد چند سکه طلا یا حتی یک مبلغ نمادین بود، آمارهای رسمی نشان میدهد که میانگین مهریه در دهه اخیر بهطور چشمگیری افزایش یافته است.
بر اساس گزارشهای مرکز آمار ایران و دادگاههای خانواده، مهریههای بالای ۱۰۰ تا ۵۰۰ سکه طلا (معادل چند صد میلیون تا چند میلیارد تومان) دیگر پدیدهای غیرمعمول نیستند بهویژه در شهرهای بزرگی مانند تهران، اصفهان یا مشهد. در عین حال، قانون جدید مهریه (مصوب ۱۳۹۰ و اصلاحیههای بعدی) سقف قانونی مهریه را معادل ۱۱۰ سکه طلا تعیین کرده، اما این سقف بیشتر جنبه رسمی دارد و بسیاری از خانوادهها با توافق غیررسمی، رقمهای بسیار بالاتری را در نظر میگیرند. این روند نهتنها فاصله گستردهای بین قانون و واقعیت اجتماعی ایجاد کرده، بلکه باعث شده مهریه از یک حق قانونی زن به یک «معیار اجتماعی» برای سنجش ارزش خانوادگی تبدیل شود.
در این فضای رقابتی، بسیاری از جوانان بهویژه پسران با ترس از ناتوانی در پرداخت مهریه، از ازدواج دست کشیده یا وارد رابطههایی با شرایط مالی ناعادلانه میشوند. در نتیجه، مهریه که باید حامی ثبات خانواده بود، گاهی خود به منبع ناپایداری تبدیل میشود.
مهریه بالا تنها یک رقم مالی نیست؛ بلکه بار روانی و اجتماعی سنگینی را بر دوش جوانان بهویژه مردان جوان قرار میدهد. بسیاری از پسران جوان، حتی زمانی که عاطفه و تمایل برای ازدواج را دارند، به دلیل نگرانی از توانایی مالی برای پرداخت مهریه، از تشکیل خانواده دست میکشند.
این ترس، گاهی به اضطراب مزمن یا احساس ناکافیبودن تبدیل میشود و روابط را تحت تأثیر قرار میدهد. از سوی دیگر، برخی خانوادهها مهریه را به ابزاری برای «ارزشگذاری» دخترانشان تبدیل کردهاند؛ گویی رقم بالاتر، نشانه منزلت بیشتر است. این نگاه، ناخودآگاه رابطه زن و شوهر را از پایه عشق و همکاری به فضایی مبتنی بر تعهد مالی و بدهی سوق میدهد.
در بدترین حالتها، مهریه به سلاحی در دست یکی از طرفین معمولاً زن تبدیل میشود که در شرایط تنش یا اختلاف، برای فشار یا حتی تهدید به کار میرود. این فضای ناسالم، نهتنها اعتماد زناشویی را تضعیف میکند، بلکه طلاق را از یک تصمیم عاطفی به یک معامله مالی تبدیل مینماید. در نهایت، همین فشارها باعث شده نرخ ازدواج در میان جوانان کاهش یابد و بسیاری به جای ورود به یک رابطه قانونی، به سمت روابط غیررسمی یا تأخیر در ازدواج روی آورند.
در چنین شرایطی، مهریه که باید ستونی برای ایجاد امنیت برای زن باشد، به مانعی بر سر راه تشکیل خانواده تبدیل شده است.
اصلاح قانون مهریه: راهکاری برای تسهیل ازدواج جوانان
چالشهای حقوقی و قضایی

از دیدگاه حقوقی، مهریه در ایران یک «حق مالی قطعی» برای زن محسوب میشود که در صورت طلاق یا فوت شوهر باید پرداخت شود. این حق، هرچند از منظر فقهی برای حمایت از زن طراحی شده، اما در عمل گاهی پیامدهای ناخواستهای دارد. یکی از جنجالیترین این پیامدها، حبس مردان به دلیل عدم پرداخت مهریه است.
بر اساس قانون، زن میتواند با مراجعه به دادگاه، خواستار حبس شوهر خود برای پرداخت مهریه شود. حتی اگر شوهر به دلیل بیکاری یا فقر واقعاً ناتوان باشد. آمارهای رسمی نشان میدهد که هزاران مرد هر سال به دلیل بدهی مهریه وارد زندان میشوند، در حالی که این اقدام نه تنها مشکل مالی را حل نمیکند، بلکه خانوادهها را بیشتر از هم جدا میسازد. در عین حال، قانون محدودیت مهریه (سقف ۱۱۰ سکه طلا) نیز بهدلیل ضعف در نظارت و اجرای مؤثر، بیشتر جنبه تشریفاتی دارد.
بسیاری از زوجها با ثبت مهریه قانونی در سند عقد و توافق غیررسمی بر رقم بالاتر، از این قانون عبور میکنند. این شکاف بین قانون و واقعیت، نهتنها اعتماد عمومی به سیستم قضایی را کاهش میدهد، بلکه نشان میدهد که اصلاح مهریه نیازمند نهتنها تغییر قانون، بلکه بازنگری در نحوه اجرای آن نیز هست.
در فقه اسلامی، مهریه هرگز بهمعنای «خرید» یا «پرداخت هزینه برای زن» نبوده، بلکه بهعنوان «حق مالی زن» و نمادی از جدیت مرد در تعهد زناشویی تعریف شده است. پیامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) همواره بر سادگی در مهریه تأکید داشتند؛ بهطوری که در روایاتی آمده است: «بهترین مهریه، آسانترین آن است.» حتی خود پیامبر (ص) مهریه دخترش فاطمه زهرا (س) را چیزی فراتر از یک زره ساده یا معادل چند سکه طلا در نظر گرفت. در این دیدگاه، هدف اصلی مهریه، ایجاد امنیت مالی برای زن در شرایط بحرانیمانند طلاق یا بیوهشدگی بود، نه ایجاد باری سنگین بر دوش مرد یا تبدیل آن به ابزاری برای نمایش ثروت.
در گذر زمان و با تأثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، این مفهوم نمادین و حمایتی، به رقمی رقابتی و گاهی سرسامآور تبدیل شده است. برخی از مراجع تقلید معاصر نیز مانند آیتالله سیستانی یا آیتالله مکارم شیرازی بهطور صریح توصیه کردهاند که مهریه نباید مانع ازدواج شود و بهتر است نمادین یا در حد توان مالی طرفین باشد. این بازگشت به روح اصلی مهریه، میتواند نقطه شروعی برای اصلاح نگاه جامعه به این مؤلفه مهم ازدواج باشد.
دیدگاههای اصلاحطلبانه: کاهش یا حذف مهریه؟

در سالهای اخیر، بحث درباره مهریه از حوزههای فقهی و حقوقی فراتر رفته و به بخشی از گفتوگوهای روزمره جوانان و فضای عمومی تبدیل شده است. در این زمینه، دو رویکرد اصلی شکل گرفته است. از یک سو، برخی فعالان زن و جریانهای فمینیستی مهریه را ساختاری تبعیضآمیز میدانند که رابطه زناشویی را مالیسازی میکند و خواستار حذف کامل آن یا تبدیل به نمادی غیرمالی مانند یک کتاب یا قرآن هستند. از سوی دیگر، بسیاری از حقوقدانان و کارشناسان خانواده معتقدند که نیازی به حذف مهریه نیست؛ بلکه با اصلاحات هوشمند میتوان آن را به «صندوق امنیتی معقول» برای زن تبدیل کرد، بدون اینکه به مانعی بر سر راه ازدواج تبدیل شود.
در همین راستا، پیشنهادات اخیر مجلس سقف مهریه را به ۱۴ سکه طلا کاهش داده و مجازات حبس برای بدهکاران مهریههای بالاتر از این سقف را لغو کرده است. همچنین، طرح «مهریه عندالاستطاعه»یعنی پرداخت مهریه بر اساس توان مالی شوهر مطرح شده، هرچند اجرای آن با چالشهایی همراه است، از جمله تشخیص دقیق استطاعت مالی و جلوگیری از سوءاستفاده.
اما شاید مهمترین تحول، در سطح فرهنگی و نگرشی باشد: بسیاری از جوانان امروز با آگاهی بیشتر، در گفتوگوهای پیش از ازدواج به توافقهایی درباره رقم مهریه در ازدواج میرسند که اغلب منطقی، واقعبینانه یا صرفاً نمادین است. این حرکت «از پایین به بالا» نشان میدهد که تغییر فرهنگی در حال رخ دادن است حرکتی که میتواند پایدارترین راه برای اصلاح نظام مهریه باشد.
اگر بخواهیم مهریه دیگر مانعی بر سر راه ازدواج جوانان نباشد، نیاز به ترکیبی از اصلاح قانون، نظارت مؤثر و حمایت فرهنگی از سوی دولت است. اولین گام، اجرای واقعی قانون سقف مهریه است. تا زمانی که ثبت مهریههای غیرقانونی بدون پیگرد باقی بماند، هیچ محدودیتی در عمل مؤثر نخواهد بود. دوم، بهجای تکیه بر مجازاتهای شدید مثل زندان، باید سیستمی طراحی شود که پرداخت مهریه را بر اساس توان مالی فرد تسهیل کند مثلاً از طریق قسطبندی یا واسطهگری دادگاههای خانواده.
همزمان، دولت میتواند با ایجاد مشوقهای مثبت، زوجهایی را که مهریه نمادین یا کمتر از سقف قانونی انتخاب میکنند، تشویق کند. مثلاً اولویت دریافت وام ازدواج، کمکهزینه مسکن یا معافیتهای مالیاتی به این گروه داده شود.
در نهایت، آموزش و فرهنگسازی نقش کلیدی دارد: رسانههای ملی، شبکههای اجتماعی و حتی آموزشهای مهارتهای زندگی در مدارس میتوانند تصویری جدید از مهریه به عنوان نمادی از احترام، نه رقمی برای رقابت ارائه دهند. بدون این همافزایی بین قانون، سیاست و فرهنگ، هیچ اصلاحی نمیتواند پایدار باشد.
در نهایت، بزرگترین نیروی تغییر در نظام مهریه، خود جوانان هستند. دولت قانون وضع میکند، رسانهها فرهنگسازی میکنند، اما تصمیم نهایی درباره رقم مهریه در ازدواج هرچند تحت فشار خانواده یا عرف در دستان زوجین جوان است. امروزه بسیاری از جوانان با آگاهی بیشتر از حقوق خود و واقعیتهای اقتصادی جامعه، از پیش از عقد درباره مهریه گفتوگو میکنند و به جای رقابت یا تسلیمشدگی، به دنبال توافقی منصفانه و واقعبینانه هستند. برخی مهریه خود را یک کتاب، یک قرآن یا حتی یک سکه طلا انتخاب میکنند نه بهخاطر کمارزش بودن، بلکه بهعنوان نمادی از اینکه رابطه آنها بر پایه عشق و احترام متقابل است، نه رقمی مالی.
این انتخابهای فردی، وقتی جمع شوند، به یک حرکت اجتماعی تبدیل میشوند. هر زوج جوانی که مهریه نمادین انتخاب میکند، نهتنها باری از دوش خود برمیدارد، بلکه الگویی برای دوستان، خانواده و جامعه اطرافش میسازد. در دنیایی که شبکههای اجتماعی هر انتخاب را چند برابر میکنند، حتی یک عقد ساده هم میتواند پیام تاثیرگذار بفرستد: «ما مهریه را دوباره تعریف میکنیم.» و این، شاید مؤثرترین راه برای تغییر یک سنت باشد نه با فرمان، بلکه با انتخاب آزادانه.
نتیجهگیری
مهریه در ازدواج که روزی نماد احترام و امنیت برای زنان ایرانی بود، امروز بهدلیل افزایش رقمهای غیرمنطقی و تبدیل آن به معیاری برای ارزش اجتماعی، به یکی از بزرگترین چالشهای ازدواج جوانان تبدیل شده است و نهتنها بحرانهای روانی و مالی به همراه دارد، بلکه موجب کاهش نرخ ازدواج و افزایش روابط غیررسمی شده است.
چالشهای حقوقی و قضایی مانند حبس مردان بهدلیل ناتوانی در پرداخت مهریه و شکاف میان قانون و واقعیت اجتماعی، نشان میدهد که اصلاح نظام مهریه فقط با تغییر قوانین ممکن نیست و نیازمند حمایت فرهنگی و آموزش عمومی است.
در سالهای اخیر رویکردهای جدیدی مانند مهریه نمادین، سقف مهریه، یا پرداخت بر اساس توان مالی پیشنهاد شدهاند وگرچه چالشهایی در اجرا وجود دارد، حرکت فرهنگی و توافقهای منطقی میان جوانان پیش از ازدواج امیدبخشترین راه اصلاح سنت مهریه است.
در نهایت قدرت اصلی تغییر در دستان خود جوانان است: انتخاب مهریه واقعی و توافقی برای بازگشت آن به نماد عشق و احترام، نه رقابت و بدهی، میتواند آغازگر یک حرکت اجتماعی باشد که سنت مهریه را با انتخاب آزادانه و آگاهانه بازتعریف میکند

