ما غالبا در مواجهه با چالش های مختلف زندگی از راهبردهای آشنایی استفاده می کنیم این راهبردهای آشنا غالبا ریشه در یادگیری ها و عادت های گذشته ما دارد.
در واقع وقتی از آن راه حل ها استفاده می کردیم جواب ها و راه حل هایی را دریافت می نمودیم. با این حال گاهی اوقات ممکن است با برخی شرایط غیر قابل پیش بینی و جدیدی مواجه شویم که برای ما تازگی دارد که ممکن است استفاده از راه حل های گذشته چندان به ما کمکی نکند، در این شرایط ممکن است برخی راهبردهای مورد استفاده گذشتهمان را مورد تجدید نظر قرار بدهیم.
در این وضعیت استفاده از قابلیتها و توانمندی های بالقوه مان معنا پیدا می کند. نکته کلیدی این است که برای مواجهه بهتر با شرایط جدید لازم می آید که قابلیت ها و توانمندی های نهفته خود را مورد بررسی و واکاوی قرار دهیم تا تسلیم موقعیت دشوار جدید نشویم.
توانمندی های نفهته چیست؟
توانمندی های نهفته عبارت اند از مجموعه ای از باورها و راهبردهای شناختی، هیجانی و رفتاری که می تواند به ما در جهت بهبود مواجهه ما با وضعیت دشوار بیرونی کمک شایانی نماید. گاهی توانمندی های نهفته ما در قالب ایجاد جرقه و در شرایط غیر قابل پیش بینی در ما ایجاد می شود؛ در حالی که در شرایط عادی ممکن بود از آن استفاده نکنیم و به ذهن ما خطور نمی کرد. حال باید ببینیم که چگونه می توانیم به شناسایی قابلیت ها و توانمندی های نفهته مان بپردازیم.
نحوه شناسایی قابلیت ها و توانمندی های نهفته
راه های متعددی برای شناسایی قابلیت ها و توانمندی ها وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:
مواجهه خود با تجارب موفق و پیروزمندانه گذشته می تواند گام موثری برای شناسایی قابلیت ها و توانمندی های نهفته مان باشد یعنی میتوان دید که خود و خانواده مان شرایط سخت و چالش زای گذشته ای که قبلا سپری کرده ایم از چه راهبردهای فکری و رفتاری و هیجانی کمک گرفته ایم. این موضوع می تواند برای ما آموزنده و قابل انجام باشد. البته اهداف لازم است قابل دست یافتنی باشد که در این صورت موفقیت ما را افزایش می دهد نکته مهم دیگر این است که ما با اندیشه نسبت به راهبردهایی که در شرایط سخت گذشته اتخاذ کردیم می توانیم آن را به زبان و شرایط فعلی خود ترجمه کنیم و یک ایده و جرقه فکری را از آن دریافت نماییم.
وقتی ببنیم افراد و خانواده هایی وجود دارند که در زمینه های مختلف موفق عمل می کنند می تواند برای ما نقش الهام بخشی داشته باشد برای مثال وقتی ببینیم در حوادث و چالش های گذشته خانواده ها و افراد با چه کیفیتی عمل کرده اند می تواند به ما کمک کند که از آن الگو برداری کنیم. البته الگوها و سوابق موفقیتی هر کسی مخصوص خود اوست و عینا نمی توانیم از او تقلید به عمل بیاوریم و بلکه لازم است از آن یک ایده دریافت کنیم و با توجه با شرایط و واقعیت خاص خود ببینیم تا چه اندازه می توانیم از آن بهره مند شویم.
قانع سازی کلامی و رفتاری اهمیت مهمی دارد یعنی گاهی دریافت نکته و تلنگری از جانب دیگران می تواند ما را از خواب غفلت نجات دهد و ما به مهارت ها و توانمندی هایی توجه کنیم که ممکن بود تا دیروز به آن فکر نمیکردیم. قانع سازی می تواند با کمک روش هایی مانند صحبت و گفت و گو با نزدیکان و دوستان و مطالعه کتاب و محتوای خاصی صورت بگیرد. از این رو این روش می تواند ما را به شناخت توانمندی های خود ترغیب کند.
می توانیم از دیگران یعنی اطرافیان و نزدیکان مورد اعتماد خود بازخورد بگیریم یعنی در فرایند گفت و گو با خانواده هایمان از عملکرد و افکار و رفتار خودمان فیدبیک دریافت کنیم. مثلا می توانیم از دیگران بخواهیم برای بهبود و ارتقای عملکرد خود پیشنهاداتی را به ما ارائه دهند. نقاط قوت و ضعف را از آن ها جویا شویم. این نکته به تدریج ما را از نگاه خودمحورانه خارج می کند.
همچنین تقویت بدن و افزایش آمادگی جسمانی ما در افزایش توانمندی های ما کمک شایانی می کند از قدیم می گویند عقل سالم در بدن سالم است یعنی وقتی به ورزش توجه کنیم و مراقب رژیم غذایی خود باشم مکانیسم های جسمانی ما تقویت می شود که این امر به ما کمک می کند بهتر فکر کنیم و از ایده های مختلف استفاده کنیم. از طرفی ضعف بدنی ممکن است باعث تصمیم گیری نابخردانه شود.
شناسایی باورهای غلط در توانمندی های نهفته
تا وقتی که نتوانیم باورهای نادرست مان راجع به خود را شناسایی کنیم استفاده و بهره مندی از توانمندی هایمان ممکن است چندان امکان پذیر نباشد. به عبارت دیگر باورهای غلط ممکن است یک سد راه محکمی باشد که ما را به اجتناب در استفاده از توانمندی های خود سوق دهد برخی از عامل هایی که منجر می شود از توانمندی های خود استفاده نکنیم عبارت اند از:
توانمندی امری ذاتی است
یکی از باورهای مخرب رایج که ممکن است عدم بهره گیری از توانمندی های نهفته ما را توجیه کند باور به این نکته است که توانمندی امری ذاتی است. هرچند قابل انکار نیست که در میزان و شدت توانمندی تفاوت های فردی وجود دارد و افراد در این زمینه با یکدیگر تفاوت دارند. با این حال نکته ای که نباید از آن غافل شویم این است که بسیاری از توانمندی ها قابل یادگیری و اکتساب هستند و قدری جدیت در این خصوص لازم است. همچنین می توان توانمندی های کسب شده را به اعضای خانواده یاد داد.
بیش از حد برآورد کردن شدت وقایع
شکی نیست که برخی وقایع می تواند فرایند ها فکری و هیجانی را تحت تاثیر قرار دهند. با این حال بایستی به نقش و عاملیت خودمان هم توجه کنیم یعنی نحوه پردازش و تحلیل و تفسیر وقایع اهمیت بسیاری دارد و از نقش آن نبایست غافل شویم. تفسیر غلط از واقعیت می تواند ما را در شناخت بهتر توانمندی های نهته خود محروم کند و ما را به دست شرایط بیرونی بسپارد.
عدم تحمل ابهام
در هنگام وقوع شرایطی که قابل پیش بینی نیستند وضعیتی به نام عدم تحمل ابهام ایجاد می شود گاهی ذهن ما تمایل دارد صد در صد به موضوع و چالشی به طور کامل احاطه داشته باشد و اینکه با ابهام و شرایط غیر قطعی مواجه شود ممکن است تحمل آن برایش دشوار باشد. لذا وقتی شرایطی پیش می آید و می خواهیم به همه جوانب آن کنترل و وقوف داشته باشیم بیتشر خودمان اذیت خواهیم شد زیرا آن وقابع بیرونی تحت کنترل ما نیست. وقتی والدین در یک خانواده از تحمل ابهام برخوردار نباشند این حالت به فرزندان آن ها سرایت خواهد کرد.
کمبود اعتماد به نفس

اعتماد به نفس پایه و اساس هر مهارتی می باشد. این مهارت پیش نیاز مواجهه سازنده با سایر مهارت هاست کمبود آن ها می تواند برای ما مسئله ساز شود. کمبود اعتماد به نفس منجر می شود که نتوانیم به نحو درستی از توانمندی های خود استفاده سازنده کنیم. در چنین شرایطی ممکن است تسلیم وقایع بیرونی شویم. در حالی که اعتماد به نفس به ما کمک می کند تا نقاط قوت خود و خانواده مان را شناسایی کنیم و با کمک آن ها در بهبود شرایط قدم بردازیم.
چگونه میتوانیم توانمندی های خود را در شرایط غیر قابل پیش بینی ارتقا دهیم؟
انگیزه خود را بالا ببریم
برای حفظ و ارتقای انگیزه مان در شرایط غیر قابل پیش بینی لازم است از سطح متفاوتی به وقایع نگاه کنیم و از نگاه همیشگی و متداول فاصله بگیریم. گاهی برخی عادت ها مانع مهمی در ارتقای توانمندی ما ایجاد می کند. همیشه انگیزه سابق برای مواجهه با شرایط فعلی کارآمد و پاسخگو نیست. شرایط جدید نیازمند بازتعریف و تجدیدنظر در برخی اهداف و انگیزه هاست. در این راستا می توانیم از وضعیت حال حاضر پرسش مجدد نماییم و راه حل هایی را برای رسیدن به آن تعریف کنیم.
نقاط قوت خود را شناسایی کنیم
هر کدام از ما یکسری نقاط ضعف و تعدادی نقاط قوت داریم. هنگام مواجهه با هر مسئله لازم است که توانمندیها و نقاط قوت خود را فراخوانی کنیم و برای مواجهه بهتر با چالش ها، آنها را وارد میدان کنیم. برای مثال میتوانیم برخی توانمندی های گذشته خود را که قبلا هنگام مواجهه با برخی چالش ها از آن استفاده کردیم مجدد یادآوری کنیم و در کاغذ بنویسیم این کار باعث می شود که ذهن ما عادت کند که در مواجهه با برخی مسائل جدید توانمندی هایی را دارد. شناسایی نقاط قوت احساس اعتماد به توانمندی های خود را بالا می برد.
از تجربه و خرد دیگران استفاده کنیم
یکی از مهمترین منابعی که می تواند ما را در استفاده بهینه تر از توانمندی هایمان یاری کند کمک گرفتن از تجارب و خرد اطرافیان است. افراد پیرامون ما ازجمله افراد بزرگسال می توانند لایه ها و جنبه های پنهان قضیه را ملاحظه کنند که ممکن است آن جنبه ها از چشم ما پنهان بماند. وقتی پای تجارب و داستان های آموزنده بزرگترها می نشینیم و از آن ها می شنویم که چگونه در گذشته و در وقایع دشوارتر از توانمندیهایشان به نحو احسن استفاده می کردند میزان انگیزه ما در جهت استفاده از توانمندی هایمان افزایش خواهد یافت.
تجربیات و دانش خود را با دیگران به اشتراک بگذاریم
سعی کنیم صرفا دریافت کننده اطلاعات نباشیم و تلاش کنیم دانش و تجارب خود را به اطرافیان و دوستان به اشتراک بگذاریم. این کار باعث می شود علاوه بر اینکه دیگران را از خرد و آگاهی خود بهره مند کنیم، احتمال یادگیری و کاربست آگاهی مان در زندگی بیشتر خواهد شد و وقتی احساس تاثیر گذاری و عاملیت را داشته باشیم خودمان نیز در تحقق بسیاری از توانمندی ها قدم محکم تری برخواهیم داشت.
امید خود را حفظ کنیم
آینده را براساس وضعیت فعلی نباید پیشگویی کنیم آینده می تواند بستر وقوع رخداد های متنوعی باشد و نباید ذهن خود صرفا را معطوف به وقایع حال حاضر کنیم و ان را قربانی شرایط بدانیم. یکی از بنیانهای شکلگیری امید، احساس کنترل بر شرایط و آینده است؛ وقتی باور داریم که میتوانیم در تعیین مسیر زندگی نقش کلیدی داشته باشیم، سطح امیدمان افزایش مییابد.
جمع بندی
برای مواجهه سازنده با شرایط غیرقابل پیش بینی لازم است که قابلیت ها و توانمندی های نهفته خود را مورد واکاوی قرار دهیم تا تسلیم موقعیت جدید نشویم. در این زمینه می توانیم که تجارب موفق گذشته خود را شناسایی کنیم، از دیگران الگوبرداری کنیم و از اطرافیان مورد اعتمادمان بازخوردهایی را دریافت کنیم و برای افزایش آمادگی بدنی خود بکوشیم. به علاوه باورهای ناکارآمد را در این زمینه شناسایی کنیم. برای ارتقای انگیزه خود لازم است که انگیزه خود را بالا ببریم و نقاط قوت خود را به خوبی شناسایی کنیم و امیدواری خود را حفظ کنیم.

