راهنمای ازدواج آسان

مدرسه و جای خالی مهارت‌هایی برای ساختن بنای زندگی

سی سالگی، سن نگاه به گذشته و مرور نقشه راهی است که تاکنون برخی از ما آن را با پیچ و خم های متنوعش سپری کرده‌ایم. گاهی با حسرت به آن تجارب گذشته نگاه می‌کنیم و پیش خود می‌گوییم: «ای کاش کسی آن زمان به من می‌گفت…». این «ای کاش»ها، همان مهارت‌های حیاتی و مبرم زندگی هستند که کتاب درسی و کلاس درس، جایی برای آموزش آن‌ها نداشت و به نظر نمی‌رسد نظام تربیتی امروز هم در این زمینه تحولی شگرفی کرده باشد. در این خصوص، به عنوان کسی که این مسیر را با قوت و ضعف و پستی و بلندی و‌های فراوان طی کرده و مدتی در این زمینه به پژوهش پرداخته است، لازم است با والدین و دغدغه مندان، که نگران آینده نوجوانان‌شان هستند، قدری راجع به برخی از مهارت‌های گمشده صحبت کنیم به این امید که سازنده و راهگشا باشد.

پوریا عظیمی13 دقیقه مطالعه۱۰ آبان ۱۴۰۴
آموزش مهارت های زندگی برای کودکان

دانش‌آموزان در چه دنیایی زندگی می‌کند؟

واقعیتی که لازم است پیش از هر نکته‌ای به آن توجه کنیم این است که دنیای دانش آموزان، با دنیای نسل ما تفاوت‌هایی دارد و برخی از جنبه های آن بنیادی است. آنان ساکنان بومی عصر تکنولوژی و دیجیتال هستند؛ دنیایی که با سه ویژگی اصلی تعریف می‌شود:

* انفجار اطلاعات و آشفتگی هویت: نوجوان ما هر روز در معرض سیل عظیمی از اطلاعات، ارزش‌های متضاد و سبک‌های زندگی گوناگون قرار دارد. برای مثال شبکه‌های اجتماعی به او می‌گویند چگونه باشد، چه بخرد و چه فکر کند. در این شلوغی، یافتن «خودِ واقعی» به یک مسئله می‌تواند تبدیل شود.

* رقابت بی‌امان و نگرانی از آینده‌: فشار برای موفقیت تحصیلی و سپس شغلی، نسبتا زیاد است. آنان از تجارب اطرافیان و بزرگترها پی برده اند که داشتن مدرک دانشگاهی به تنهایی ضامن موفقیت نیست و دنیای شغل‌ها به سرعت در حال تغییر است. این عدم قطعیت، آنها را می تواند دچار سردرگمی نماید.

* روابط پیچیده و سطحی: در دنیایی که اکثر تعاملات و مناسبات آن از پشت صفحه موبایل است، مهارت برقراری ارتباط عمیق، حل و فصل سازنده تعارضات در مقایسه با گذشته کمیاب‌تر شده است. گاهی ممکن است که طعم تنهایی را حتی در شلوغی شبکه‌های اجتماعی بچشند.

از طرفی ذکر این نکته خالی از لطف نیست که سبک خاص سیستم آموزشی و تربیتی یکی از واقعیت‌هایی است که دانش‌آموزان از ابتدای آغاز تحصیلات خود تا پایان تحصیلات با آن مواجه هستند. چنین سیستمی عمدتاً بر یادگیری و حفظ دروس تمرکز دارد و بسیاری از مهارت‌های عملی و زندگی در آن نسبتا کمرنگ است یا لااقل خروجی کاربردی مطلوبی برای زندگی واقعی نداشته است. در این مورد شاهد تجربه زیسته مشترک میان فرد سی ساله و نوجوان هستیم. این خلأ باعث شده دانش آموزانی که فارغ التحصیل می‌شوند غالبا فاقد مهارت‌های پایه‌ای زندگی باشند. در چنین دنیایی، به سادگی نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم نوجوان تنها با فرمول‌های ریاضی و حفظیات تاریخ برای زندگی آماده شود و نیازمند مواجهه سازنده‌تر هستیم.

دانش آموزان در چه دنیایی زندگی می کنند

 

چرا مهارت‌های ضروری یاد گرفته نمی‌شود؟

ریشه این کاستی را بایستی در عوامل کلان تربیتی، خانوادگی و روانشناختی جست‌وجو کنیم. اگر بخواهیم از نظر کلان اشاره کنیم متأسفانه سیستم آموزشی ما، هنوز بر پایه انتقال اطلاعات و تست‌زنی طراحی شده است. هدف، پر کردن «ظرف» ذهن است، نه برانگیختن کردن حس کنجکاوی و توانایی حل مسئله. زمان و منابعی برای آموزش مهارت‌های زندگی به صورت جدی در نظر گرفته نمی‌شود.

از طرف دیگر هم گاهی خانواده‌ها، به دلیل مشغله یا ناآگاهی، این مهارت‌ها را «حاشیه‌ای» می‌دانند و تمام تمرکز خود را روی نمرات درسی می‌گذارند. البته آنان نیز خود در نسلی بزرگ شده‌اند که این مهارت‌ها به صورت سیستماتیک آموزش داده نمی‌شد. بنابراین، متاسفانه این چرخه معیوب تکرار می‌شود.

ترس از اشتباه کردن: سیستم ما، چه در خانه و چه در مدرسه، اغلب «اشتباه کردن» را تنبیه می‌کند. در حالی که بستر یادگیری مهارت‌های زندگی، آزمایش و خطاست. نوجوان اگر از شکست بترسد، هرگز مدیریت خشم، برقراری ارتباط یا تاب‌آوری را در عمل نمی‌آموزد.

از نگاه صاحب‌نظران جوامعی که مدارس آن مهارت‌های زندگی را آموزش می‌دهند، «آسیب‌های اجتماعی کمتری» ملاحظه می‌شود و به علاوه شهروندان از رفاه، آرامش و خلاقیت بیشتری برخوردار می‌شوند. ده‌ها مهارت کلیدی برای زندگی مطلوب وجود دارد که شامل توانایی خودآگاهی، همدلی، تصمیم‌گیری، حل مسئله، تفکر خلاق و نقادانه، برقراری ارتباط موثر، مهارت در روابط بین‌فردی و مقابله با هیجانات و استرس می‌باشد. این مهارت‌ها کمک می‌کنند دانش آموزان در محیط خود فعال شوند، برای مشکلات آینده آماده باشند و زندگی پربارتری داشته باشند.

 

مزایای یادگیری مهارت  های زندگی

مزایای یادگیری مهارت زندگی برای دانش آموزان

یادگیری مهارت‌های زندگی دارای آثار مثبت گسترده‌ای است. مثلاً تاب‌آوری در دانش آموزان سبب می‌شود در مواجهه با شکست‌ها و فشارها مصمم‌تر باشند و کمتر دچار افسردگی یا اضطراب شوند. مطالعات نشان می‌دهد نوجوانانی که تاب‌آوری بالاتری دارند، مشکلات روانی و اختلالات کمتری را تجربه می‌کنند. همچنین آموزش مهارت‌های اجتماعی و هیجانی باعث پرورش هوش هیجانی نوجوانان می‌شود. تحقیقات می‌گویند آموزش مهارت‌های زندگی، توانایی شناسایی و مدیریت هیجانات خود و دیگران را در دانش‌آموزان افزایش می‌دهد؛ هوشی که برای «ارتباط مؤثر، تقویت همدلی و حل سازنده تعارضات» ضروری است. به عنوان مثال، وقتی دانش‌آموز یاد می‌گیرد خشم و ناراحتی‌اش را به شکل درست بیان کند و به دیگران گوش دهد، روابط خانوادگی و دوستی او مستحکم‌تر می‌شود.

همچنین یادگیری برنامه‌ریزی زمانی و مدیریت اولویت‌ها باعث می‌شود نوجوانان بتوانند با استرس کمتر و اعتمادبه‌نفس بیشتر وظایفشان را انجام دهند. مطابق منابع آموزشی، مدیریت زمان یعنی «خودمان را برای موفقیت از پیش مهیا کنیم و ابزار لازم برای انجام وظایف را فراهم سازیم؛ کاری که هم در دوران مدرسه و هم در زندگی کاری آینده بسیار مفید است. در مقابل، فقدان این مهارت‌ها آثار منفی دارد: مثلاً دانش‌آموزی که ناتوانی در مدیریت خشم دارد ممکن است روابطش با خانواده یا دوستان به دلیل پرخاشگری آسیب ببیند. کسی که مهارت حل مسئله و تصمیم‌گیری قوی ندارد، ممکن است در برابر چالش‌های زندگی سردرگم شده و دچار ناامیدی شود. به طور خلاصه، فقدان مهارت‌های یادشده می‌تواند نوجوان را در معرض افسردگی، اضطراب، تنهایی و حتی روی آوردن به راه‌حل‌های غلط (مثل ترک تحصیل یا رفتارهای پرخطر) قرار دهد.

 

محورهای مهارتی مورد نیاز

در این بخش داریم از زبان همان فرد سی ساله به چند مهارت کلیدی و راهکارهای عملی اشاره نماییم.

خودشناسی و هدایت مسیر شغلیتحصیلی: نوجوانان نیاز دارند بدانند چه علایق، توانایی‌ها و ارزش‌هایی دارند. برای مثال من، به عنوان فردی سی‌ساله، وقتی نوجوان بودم از خودم پرسیدم: «چه شغلی مرا خوشحال می‌کند و چه مهارت‌هایی دارم؟». یاد گرفتن روش‌های خودشناسی (مثلاً نوشتن خاطرات و رویارویی با نقاط قوت و ضعف) کمک می‌کند نوجوان بهتر بر این پرسش‌ها فکر کند. سپس می‌تواند در انتخاب رشته یا مسیر کاری، از مشاوران و منابع آنلاین استفاده کند و برنامه‌ریزی کند. مهارت‌های حل مسئله و تصمیم‌گیری هم به نوجوان کمک می‌کنند گزینه‌های مختلف را ارزیابی کرده و تصمیمی بگیرد که با ارزش‌های او هماهنگ است.

به این نکته توجه کنیم که این مهارت فقط «شغل پیدا کردن» نیست، بلکه «زندگی ساختن» است. به نوجوان بیاموزیم که موفقیت شغلی به قیمت تضعیف سلامت روان و روابطش به هیچ وجه به صرفه نیست. لذا به عنوان والدین می‌توانیم از او بخواهیم علایق، ارزش‌ها و استعدادهایش را روی کاغذ بیاورد. به او کمک کنید بفهمد «چیزی که دوست دارد» با «چیزی که در آن خوب است» و «چیزی که دنیا به آن نیاز دارد» چه نقاط اشتراکی دارد.

تقویت کنشگری و مقابله با بی‌تفاوتی: غلبه بر حس بی‌تفاوتی معمولاً نیازمند هدف‌گذاری و ایجاد علاقه‌مندی است. مثلاً یک دانش‌آموز می‌تواند برای خود اهداف هفتگی بگذارد (مانند مطالعه درسی روزانه یا یادگیری مهارت جدید) و برای رسیدن به آن‌ به خود پاداش بدهد. به عنوان یک سی ساله، به خاطر دارم زمانی که هیچ انگیزه‌ای برای درس خواندن نداشتم، وقتی علاقه‌ای در یکی از درس‌هایم پیدا کردم کم‌کم مشارکت من در کلاس بالا رفت. همچنین جستجوی دوستان و بزرگ‌ترهایی که حمایتم می‌کنند و محیطی مثبت دارند، می‌تواند نیروی محرکی برای خروج از حالت بی‌تفاوتی باشد.

البته توجه داشته باشید گاهی عوامل بیرونی مانند فشار رسانه‌ها هم در کاهش انگیزه نقش دارند؛ مشاهدات نشان داده وقتی نوجوانان وقت زیادی را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند، ممکن است انگیزه‌شان برای فعالیت‌های واقعی کاهش یابد. به خاطر داشته باشیم بی‌تفاوتی، زنگ خطر افسردگی و انزواست. به نوجوان نشان دهیم که او می‌تواند بر محیط خود تأثیر بگذارد، حتی با کوچک‌ترین اقدامات. تشویق به عضویت در یک تیم ورزشی، گروه هنری یا فعالیت‌های داوطلبانه کنید. شروع کردن یک پروژه کوچک شخصی (مثل کاشت یک گلدان یا یادگیری تعمیر ساده) حس کنشگری را در او زنده می‌کند.

مهارت حفظ امید و تاب‌آوری در برابر سختی‌ها: در لحظات دشوار، امید مانند سوختی درونی است که ما را به جلو می‌برد. می‌توان با تمرین تفکر مثبت، یادداشت‌کردن نکات خوب روزانه و یادآوری موفقیت‌های کوچک، این حالت را تقویت کرد. لذا زندگی همیشه روی خوش نشان نمی‌دهد. تاب‌آوری، نه انکار مشکل، بلکه توانایی عبور از آن است. به عنوان مثال، ممکن است نوجوانی پس از یک شکست تحصیلی یاد بگیرد که این اتفاق پایان دنیا نیست و دوباره شروع کند. مطالعات نشان می‌دهند افزایش امید می‌تواند نشانه‌های افسردگی را کم کند و عملکرد فرد را در زندگی بهتر سازد.

داشتن شبکه حمایتی به نوجوان کمک می‌کند هنگام دشواری‌ها احساس تنهایی نکند و احساس امید در او پابرجا بماند. در این خصوص به عنوان والدین می‌توانید داستان‌های افراد موفق که با شکست‌های بزرگ روبه‌رو شده‌اند را برایش تعریف کنید. به او بیاموزید که صحبت کردن درباره احساساتش نشانه ضعف نیست. جمله‌ای که همیشه به من کمک می‌کند را به او یاد بدهید: «این نیز بگذرد». تمرین شکرگزاری روزانه (نوشتن سه چیز خوب در روز) معجزه می‌کند.

مهارت به تعویق انداختن خواسته‌ها (خویشتن‌داری): توانایی به تأخیر انداختن خواسته‌های زودگذر (مثلاً کنار گذاشتن بازی یا شبکه‌های اجتماعی برای انجام تکالیف) به دانش‌آموز استقلال و خودکنترلی می‌دهد. می‌توان با تمرین‌های ساده‌ای مثل شمارش آرام تا ۱۰ هنگام تصمیم‌گیری یا تنفس عمیق وقتی وسوسه می‌شویم، این مهارت را تقویت کرد. این کار مثل عضلانی است که با تمرین قوی‌تر می‌شود. به این ترتیب نوجوان یاد می‌گیرد که در برابر خواسته‌های ناگهانی تسلیم نشود و به اهداف بزرگ‌ترش فکر کند؛ عملی که در بلندمدت او را به موفقیت تحصیلی و شخصی بیشتری می‌رساند.

همواره مهارت به تعویق انداختن خواسته ها پایه اصلی هر موفقیتی بوده است. کسی که نتواند لذت آنی را به تعویق بیندازد، نمی‌تواند برای آینده‌اش برنامه‌ریزی کند. در این زمینه می‌توان تکنیک «پومودورو» را به او آموخت: ۲۵ دقیقه مطالعه بی‌وقفه، سپس ۵ دقیقه استراحت. برای دستیابی به اهداف بزرگ، آن را به گام‌های کوچک و قابل اجرا تقسیم کرد و برای رسیدن به هر گام، به خود پاداش کوچکی داد.

تاب‌آوری و صبر در برابر شکست: دانش‌آموزی که یاد می گیرد پس از شکست دوباره بلند شوند، در زندگی شاداب‌تر و مؤثرتر خواهند بود. هر بار که نوجوان با شکست روبه‌رو می‌شود و دوباره شروع می‌کند، انگیزه و اعتمادبه‌نفس او افزایش می‌یابد. تحقیقات نشان می‌دهد تاب‌آوری بالا ارتباط مستقیمی با سلامت روان بهتر در کودکان و نوجوانان دارد. در عمل می‌توان به نوجوان آموخت که شکست بخش طبیعی یادگیری است و باید از آن درس گرفت؛ مثلاً از طریق الگوسازی (بیان تجربه‌های خود در مواجهه با مشکل) یا مرور نکات مثبت پس از هربار تلاش. صبر و پافشاری در مسیر اهداف بزرگ نیز پیامدهای مثبتی مثل موفقیت شغلی و تحصیلی بهتر را به دنبال دارد.

مهارت مدیریت خشم و حفظ روابط: خشم یک احساس طبیعی است، اما رفتار خشمگینانه اغلب مخرب است. هدف، حذف خشم نیست، مدیریت آن است. می توان به او آموخت وقتی خشمگین است، قبل از حرف زدن یا اقدام، یک «وقفه» به خود بدهد. نفس‌های عمیق بکشد، از موقعیت فاصله فیزیکی بگیرد. وقتی آرام شد، با جملات «من» محور احساسش را بیان کند: «من احساس ناراحتی می‌کنم وقتی که…» به جای «تو همیشه…».

مهارت تفکر نقاد و تحلیل اطلاعات: در دنیایی که اطلاعات بسیار متنوع و گاه متضاد است، توانایی تحلیل اطلاعات و تشخیص اعتبار آن‌ها اهمیت زیادی دارد. مهارت تفکر نقادانه به نوجوان کمک می‌کند هنگام مشاهده یک خبر یا حرف دیگران، سوالات درست بپرسد و جزئیات را بررسی کند. به این ترتیب می‌تواند تصمیم‌های آگاهانه بگیرد و اثرات احتمالی انتخاب‌هایش را بسنجد. برای تقویت این مهارت، می‌توان به نوجوان پیشنهاد داد ابتدا داستان‌ها یا نوشته ها را بخواند و سپس درباره صحت و منطق استدلال‌ها بحث کند، یا مسائل روزانه را با روش‌های منطقی و خلاقانه حل کند.

در واقع در دنیای امروز، که هر کسی می‌تواند یک رسانه باشد، توانایی تشخیص حقیقت از دروغ یک ابرقدرت است. می‌توانید از او سوالات اساسی بپرسید: «منبع این اطلاعات چیست؟»، «چه کسی این مطلب را نوشته و چه منافعی دارد؟»، «آیا شواهد و مدارک دیگری وجود دارد که خلاف این را ثابت کند؟». او را تشویق به خواندن نظرات مخالف کنید.

مهارت مدیریت زمان و اولویت‌بندی: نوجوانی، همزمان مدیریت تکالیف مدرسه و فعالیت‌های اجتماعی است. برنامه‌ریزی و تقویم‌بندی کارها به نوجوان کمک می‌کند همه مسئولیت‌هایش را به موقع انجام دهد و اضطراب کمتری داشته باشد. منابع معتبر آموزشی توصیه می‌کنند با قرار دادن ضرب‌الاجل‌ها روی تقویم و تقسیم وظایف به قسمت‌های کوچک‌تر، می‌توان کارها را با اطمینان بیشتری انجام داد. به تعبیر یکی از منابع، «مدیریت زمان یعنی خودتان را برای موفقیت از پیش مهیا کنید و ابزار لازم را فراهم سازید» این مهارت باعث می‌شود نوجوان با اعتمادبه‌نفس بالاتر در امتحانات حاضر شود، فرصت بازی و استراحت را هم از دست ندهد و حس کند کنترل زندگی‌اش را در دست دارد.

این مهارت، کلید رهایی از استرس و احساس درماندگی است. توصیه می‌کنیم استفاده از ماتریس آیزنهاور را به او بیاموزید: کارها را در چهار دسته مهم و فوری، مهم و غیرفوری، غیرمهم و فوری و غیرمهم و غیرفوری تقسیم‌بندی کند. تمرین کند که بیشتر انرژی خود را روی «مهم و غیرفوری» (مانند ورزش، مطالعه، برنامه‌ریزی برای آینده) بگذارد تا در دام «فوری‌ها» گرفتار نشود.

اهمیت آموزش و یادگیری در دوران نوجوانی و جوانی

 

نتیجه‌گیری

ما نمی‌توانیم تمام مسیر را برای نوجوانان هموار کنیم، اما می‌توانیم به آنان قطب‌نما و کفش‌هایی بدهیم. آن قطب‌نما، همان مهارت تفکر و تصمیم‌گیری است و آن کفش‌ها، مهارت‌های عملی زندگی. مسئولیت این آموزش، تنها بر دستان نظام آموزشی نیست. این مسئولیتی مشترک است که در خانه، در گفت‌وگوهای روزمره، در برخورد با اشتباهات و در نحوه زندگی کردن خودمان رخ می‌نماید. بیاییم به جای پر کردن ذهن آنان از اطلاعات، به آنان بیاموزیم چگونه ماهیگیری کنند. بیاییم فضایی امن برای شکست خوردن و دوباره برخاستن آنان فراهم کنیم. آینده، نه از آنِ کسانی است که بیشترین اطلاعات را دارند، بلکه از آنِ کسانی است که بهترین رابطه را با خود، دیگران و چالش‌های زندگی برقرار می‌کنند.

مطالب بیشتر برای یک انتخاب آگاهانه

به آرشیو حامین‌یار برگردید و راهنمای مناسب مرحله خود را پیدا کنید.

بازگشت به آرشیو