گفت‌وگوی تخصصی

حامد عسکری در کوچه پس کوچه های عاشقی…

حامد عسکری و ماجرای عاشقی در بم، به دلیل نبود تالارهای بزرگ، مراسم عروسی همیشه در خانه‌ها برگزار می‌شد. شبی در کوچه بی‌بی، جشن عروسی با صدای ساز و دهل به اوج خود رسیده بود. مریم، عروس قصه ما، با چهره‌ای نورانی از آرایشگاه خارج شد و به همراه داماد به سوی مراسم گام برداشتند. […]

پوریا عظیمیگفت‌وگوی تخصصی۱۴ آبان ۱۴۰۳
حامد عسگری
ویدیو فعلاً قابل پخش نیست

لینک یا کد آپارات را در نوشته وردپرس بررسی کنید.

حامد عسکری و ماجرای عاشقی

در بم، به دلیل نبود تالارهای بزرگ، مراسم عروسی همیشه در خانه‌ها برگزار می‌شد. شبی در کوچه بی‌بی، جشن عروسی با صدای ساز و دهل به اوج خود رسیده بود. مریم، عروس قصه ما، با چهره‌ای نورانی از آرایشگاه خارج شد و به همراه داماد به سوی مراسم گام برداشتند. داماد با پراید نو که به زیبایی با گل‌های گلایل و رمان تزئین شده بود، وارد کوچه شد. شادی و پایکوبی مهمانان، مانند جریانی پرشور، فضای کوچه را شاداب و مفرح کرده بود.

اما در انتهای کوچه، جوانی با دل شکسته به دیوار تکیه داده بود. سیگار در دستانش می‌لرزید و اشک در چشمانش می‌درخشید. او به جشن عروسی نگاهی انداخت و غم عمیق و سنگینی در دلش احساس کرد؛ جوانی که عاشق مریم بود، اما نتوانسته بود به خواسته‌اش برسد و حالا فقط می‌توانست از دور نظاره‌گر شادی دیگران باشد…

 

مقدمه: از دل خاک تا دل شعر

گاهی بعضی صداها، مثل نسیم، از دل خاک بلند می‌شن و بی‌هیاهو، قلب‌ها رو تسخیر می‌کنن. یکی از اون صداها، بی‌تردید صدای غزل‌های حامد عسکریه. شاعری که از دل بم برخاست، از جنس مردم موند و با شعرهاش به دل هزاران نفر راه پیدا کرد. نام حامد عسکری امروز در ادبیات معاصر ایران مترادف شده با عشق، سادگی، دلتنگی و لطافت کلمات.

متولد سال ۱۳۵۹ در شهر بم، جایی که نه‌تنها تاریخ که خاکش هم شعر می‌زایید. حامد عسکری از کودکی با واژه‌ها خو گرفت و کم‌کم صدای خاص خودش رو در دنیای شعر پیدا کرد. اون‌قدر خاص که وقتی اولین کتابش رو منتشر کرد، خیلی‌ها گفتن: “یه صدای تازه اومده که باید جدی گرفتش.”

و واقعاً هم همین‌طور شد. با کتاب “حال‌مان خوب است اما تو باور نکن” همه‌چیز شروع شد. این مجموعه، که اسمش خودش یه شعره، دل‌ خیلی‌ها رو لرزوند. اشعار حامد عسکری یه جوریه که نه‌فقط خواننده‌ی حرفه‌ای شعر، بلکه اون کسی هم که فقط گاهی یه بیت عاشقانه می‌خونه، باهاش ارتباط برقرار می‌کنه. ساده‌ست، اما عمیق. عاشقانه‌ست، اما پر از معنا.

یه نگاه به این بیت ازش بنداز:

«دستم به دهنم نمی‌رسد اما
لبخند تو را که قرض نمی‌گیرند»

این شعر کوتاه، تمام ویژگی‌های کار حامد عسکری رو داره: سادگی، صمیمیت، و یه حس لطیف که ته دل رو قلقلک می‌ده. شعرهای اون پر از تصویرن، تصویرهایی که از دل زندگی میان، از کوچه‌پس‌کوچه‌های خاطره و عشق.

جالبه بدونی که حامد عسکری فقط شاعر نیست، بلکه یک صدای زنده‌ست در فضای ادبی امروز. توی رسانه‌ها، جشنواره‌ها، نشست‌های ادبی و حتی فضای مجازی، همیشه یه ردپا ازش هست. اشعارش بارها توی شبکه‌های اجتماعی ترند شدن، توی استوری‌ها، کپشن‌ها و دل‌نوشته‌ها جا گرفتن.

اما چرا این‌قدر محبوبه؟ شاید چون شعرهاش واقعی‌ان. از دل اومدن و به دل می‌رن. نه ادا داره، نه پیچیدگی بیهوده. درست مثل این بیتش:

«مرا چه به شب چه به بیداری
دلم خو کرده به بی‌قراری»

توی این مقاله می‌خوایم از نزدیک با زندگی، آثار، نگاه شاعرانه و شعرهای معروف حامد عسکری آشنا بشیم. با هم می‌ریم به بم، به دفتری پر از واژه، به خاطراتی که روی کاغذ نشستن، و به قصه‌هایی که توی دل شعرهاش نهفته‌ست. می‌خوایم ببینیم این شاعر خوش‌ذوق چه‌جوری تونست شعر رو از برج‌های عاج پایین بیاره و بذارتش کنار چای عصرونه‌مون، کنار دل‌تنگی شب‌هامون، کنار لبخندهایی که با یه بیت، به لب‌مون میاد. اگر از گپ و گفت با حامد عسکری لذت بردید، می توانید ویدیو گپ و گفت با جواد قارایی درباره سنت ها و آداب و رسوم اقوام کشورمان آشنا شوید.

زندگی‌نامه حامد عسکری؛ شاعری از دیار بم

دوران کودکی و تأثیرات زادگاه

شهر بم با نخل‌های بلند و دیوارهای خشتی‌اش، همیشه یکی از پررمزورازترین جاهای ایران بوده. اما برای حامد عسکری، بم فقط یک زادگاه نیست؛ بخشی از هویت شاعرانشه. متولد سال ۱۳۵۹، در دل همین شهر تاریخی، جایی که سکوت شب‌هاش پر از نجواهای خاک و باد بود، عسکری چشم به جهان گشود.

از همون دوران کودکی، روح حساس و خیال‌پردازش خودش رو نشون داد. توی کوچه‌های خاکی بم، کنار نخل‌ها و قصه‌های قدیمی مردم شهر، حامد کم‌کم شروع کرد به کشف واژه‌ها. بم، شهری که بعدها با زلزله‌اش توی دل مردم ایران جا گرفت، برای عسکری همیشه نماد پایداری و خاطره بوده.

خودش توی یکی از گفت‌و‌گوهاش می‌گه:
“اولین شعرهام رو برای مادربزرگم نوشتم، روی برگه‌های کاهی دفتر مشق. اون وقت‌ها معنی استعاره رو نمی‌دونستم، ولی می‌فهمیدم که شعر یعنی درد دل کردن با کلمه‌ها.”

تحصیلات، خانواده و مسیر ورود به شعر

حامد عسکری در رشته حقوق تحصیل کرده. شاید خیلی‌ها فکر کنن مسیر شعر با قوانین و ماده‌ها هیچ ربطی نداره، اما خودش اعتقاد داره که حقوق خوندن، ذهنش رو منظم و دقیق‌تر کرد. با این حال، اون هیچ‌وقت نتونست از شعر جدا بمونه.

محیط خانوادگی‌اش مشوق اصلی‌اش بود. پدر و مادرش هر دو اهل ادب بودن، و از همون نوجوانی، وقتی حامد دفتر شعری از قیصر امین‌پور یا فاضل نظری دست می‌گرفت، کسی مانعش نمی‌شد. برعکس، حمایت می‌کردن. همین هم باعث شد با اعتماد به‌نفس اولین شعرهاش رو توی مجلات چاپ کنه.

نقطه‌ی عطف زندگی ادبی‌اش انتشار مجموعه‌ی “حال‌مان خوب است اما تو باور نکن” بود. کتابی که با عنوانش دل مخاطب رو برد و با شعرهاش خیلی‌ها رو عاشق کرد. از همون‌جا بود که اسم حامد عسکری بین علاقه‌مندان شعر فارسی بر سر زبون‌ها افتاد.

از اون به بعد، عسکری توی جشنواره‌های مختلف ادبی شرکت کرد، داوری کرد، سخنرانی داشت، و مهم‌تر از همه، نوشت، نوشت، و باز هم نوشت. از دفترهایی که با عشق پُر شدن، تا شعرهایی که روی قاب موبایل‌ها چاپ شدن.

با وجود اینکه اطلاعات زیادی از زندگی شخصی‌اش مثل همسر یا فرزندانش به صورت رسمی منتشر نشده، اما اون همیشه از “عشق” در شعرهاش حرف می‌زنه. عشقی که گاهی انسانی‌ست، گاهی الهی، و گاهی نمادی از ایران و رنج‌هایش.

تو یکی از معروف‌ترین شعرهاش می‌گه:

«درد یعنی بمانی و بسازی اما
در نگاهت همیشه بوی فرار باشد…»

این بیت‌ها فقط ترکیب واژه نیستن، روایت‌هاییه از کسی که زندگی رو با شعر زندگی کرده.

شعرهایی که دل‌ را لرزاند؛ نگاهی به معروف‌ترین اشعار حامد عسکری

شعرهای احساسی و عاشقانه

وقتی اسم حامد عسکری به گوش می‌رسه، ناخودآگاه ذهن‌مون می‌ره سمت شعرهایی که سرشار از عشق، دلتنگی، و آن حس نابیه که فقط عاشق‌ها می‌فهمن. این شاعر بم‌نشین، با نگاهی ساده اما بسیار نافذ، تونسته پیچیده‌ترین حس‌های انسانی رو در قالب واژه‌ها بریزه؛ اون هم به زبانی که هم فرهیخته‌ها می‌پسندن، هم مخاطب عام.

شعر عاشقانه در نگاه عسکری فقط ابراز علاقه نیست؛ بیشتر یه روایت درونی از کشمکش‌های روحیه. مثل این شعر زیبا که بارها در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شده:

«من از تمام جهان، یک نفر فقط می‌خواست
که حرف آخر من، نام او شود…»

یا این بیت معروف که سال‌هاست در دل علاقه‌مندان شعر، جا خوش کرده:

«دستم به دهنم نمی‌رسد اما
لبخند تو را که قرض نمی‌گیرند…»

عشق در نگاه حامد عسکری گاهی لطیف و مهربونه، گاهی هم پر از تنهایی و اندوه. اما همیشه صادقه. شاید به همین خاطره که شعرهاش این‌قدر عمیق در دل می‌نشینن. اون بلد بود چطور با کمترین واژه‌ها، بیشترین حس رو منتقل کنه.

در یکی از اشعار کوتاهش، عشق رو این‌طور تعریف می‌کنه:

«مرا صدا کن اگر دلت گرفت
من تمام شعرهایم، صدای توست…»

خواننده شعرهای عسکری همیشه دنبال معنا نیست؛ دنبال تجربه‌ی یک احساسه. همین تجربه‌ی مشترک بین شاعر و مخاطب، راز محبوبیت گسترده‌ی اون به‌ویژه در بین نسل جوانه.

شعرهای اجتماعی و آیینی

گرچه بیشتر شهرت حامد عسکری به خاطر غزل‌های عاشقانه‌اشه، اما نباید از شعرهای اجتماعی و آیینی‌اش هم غافل شد. اون در برهه‌هایی از شعرش، با زبان خاص خودش وارد مسائل اجتماعی شده. بی‌آن‌که شعار بده یا تکراری باشه.

یکی از نمونه‌های برجسته‌اش، شعرهایی بود که برای امام حسین (ع) و واقعه عاشورا نوشت. مثل این بیت که تلفیقی از غم، زیبایی و عرفانه:

«خاک پای تو را به گردن باد
شعر من بی‌تو، بیت آخر ندارد…»

در همین راستا، شعرهایی هم درباره زلزله بم داره؛ روایتی شاعرانه و دردآلود از شهری که نه‌تنها زادگاه خودشه، بلکه بخشی از روحش رو هم با خودش برد. عسکری اونجا نه فقط یک شاعر، بلکه یک صدای رنج‌کشیده‌ست که با زبان دل حرف می‌زنه.

معروف‌ترین اشعار حامد عسکری (جدول منتخب)

عنوان شعر مضمون بیت یا مصرع ماندگار
“لبخند تو را که قرض نمی‌گیرند” عاشقانه «دستم به دهنم نمی‌رسد اما…»
“صدای توست” دلتنگی، عشق «مرا صدا کن اگر دلت گرفت…»
“بیت آخر ندارد” آیینی، عاشورا «شعر من بی‌تو، بیت آخر ندارد…»
“حرف آخر من” عاشقانه «که حرف آخر من، نام او شود…»
“برای بم” اجتماعی، وطن روایت زلزله و غم مردم شهر

از واژه تا کتاب؛ نگاهی به آثار مکتوب حامد عسکری

معرفی کتاب‌ها با سال انتشار

حامد عسکری تنها به انتشار اشعار در فضای مجازی و رسانه‌ها بسنده نکرد. آثار مکتوب او در قالب مجموعه شعر، یکی پس از دیگری منتشر شدند و هرکدام تونستن جایگاه خودشون رو در بین علاقه‌مندان شعر فارسی پیدا کنن. کتاب‌های او معمولاً با طراحی جلدهای خاص و عنوان‌هایی دل‌نشین منتشر شدند، که خود عنوان‌ها هم حال‌وهوای شعری داشتن.

در ادامه، نگاهی داریم به مهم‌ترین آثار مکتوب حامد عسکری:

عنوان کتاب سال انتشار ناشر توضیحات کوتاه
حال‌مان خوب است اما تو باور نکن ۱۳۸۷ نیستان اولین و معروف‌ترین مجموعه شعر عسکری؛ عنوانی که ماندگار شد
پشت صاعقه‌ها ایستاده‌ام ۱۳۹۰ نیستان مجموعه‌ای عاشقانه با نگاهی غم‌زده و لطیف به عشق
سجاده‌ای در چهارراه ۱۳۹۳ شهرستان ادب شعری در تقاطع آیین و اجتماع؛ زاویه دید متفاوت
فیروزه‌ای‌ترین شب سال ۱۳۹۵ شهرستان ادب اشعار آیینی و مذهبی با زبانی عمیق و دل‌نشین
شیشه‌تر از اشک ۱۳۹۷ نیستان غزلیاتی نو با حال‌وهوای معاصر و ساختاری کلاسیک

اولین کتاب او، یعنی حال‌مان خوب است اما تو باور نکن نه‌تنها موفقیت بزرگی به‌همراه داشت، بلکه باعث شد نام حامد عسکری برای اولین‌بار در سطح ملی مطرح بشه. این کتاب بارها تجدید چاپ شد و در محافل ادبی مورد تحلیل و ستایش قرار گرفت.

تأثیرگذاری در ادبیات معاصر

کتاب‌های عسکری در کنار محتوای عاشقانه و آیینی، یک ویژگی مهم دارن: دسترس‌پذیری. یعنی خواننده، حتی اگه آشنایی زیادی با شعر کلاسیک نداشته باشه، باز هم می‌تونه با شعرهای عسکری ارتباط برقرار کنه. این ویژگی، آثارش رو به پلی بین شعر سنتی و مخاطب مدرن تبدیل کرده.

در محافل ادبی، معمولاً عسکری رو در کنار شاعرانی مثل فاضل نظری، یوسفعلی میرشکاک و قیصر امین‌پور قرار می‌دن. اما اون مسیر خاص خودش رو رفته؛ با زبانی ساده‌تر، نگاهی احساسی‌تر، و بی‌تکلف.

نکته قابل‌توجه اینه که عسکری برخلاف بسیاری از شاعران هم‌دوره‌اش، کمتر وارد بازی‌های روشنفکرانه یا فرم‌گرایی‌های افراطی شد. اون به محتوا، معنا، و حس‌برانگیزی وفادار موند. همین هم باعث شد کتاب‌هاش توی کتاب‌فروشی‌ها مخاطب داشته باشن، نه فقط توی گعده‌های ادبی.

شعر برای عسکری فقط یک ابزار هنری نیست؛ نوعی زیستن در جهان با چشمانی شاعرانه‌ست. در یکی از گفت‌وگوهاش گفته:

“من فکر می‌کنم شاعر باید مثل چراغ باشه، نه مثل آیینه. باید نور بده، نه فقط بازتاب بده.”

و همین فلسفه‌ی روشن، در تمام کتاب‌هاش دیده می‌شه.

عناوین جوایزی که حامد عسکری در جشنواره ها و همایش ها به دست آورده اند در سایت ویکی پدیا لیست شده است.

سبک و نگاه ادبی حامد عسکری؛ چرا شعرهایش خاص‌اند؟

زبان و لحن در اشعار

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های حامد عسکری، سبک نوشتارشه؛ چیزی که باعث شده شعرهاش نه تنها شنیدنی، بلکه حسی باشن. عسکری استاد بازی با واژه‌های ساده و روزمره‌ست، اما جوری اون‌ها رو کنار هم می‌چینه که نتیجه‌اش یک حس ناب و متفاوته.
اون از کلمات عجیب‌وغریب استفاده نمی‌کنه، نه دنبال پیچوندن مخاطبه و نه خودش رو درگیر قاعده‌های سخت می‌کنه. بلکه شعرش مثل یک گفت‌و‌گوی درونی، صاف و صادق، از دلش درمیاد.

لحن او اغلب صمیمیه؛ انگار که داره برای دوست نزدیکش می‌نویسه. گاهی با طنازی، گاهی با بغض، اما همیشه بی‌ادعا. توی این بیت زیبا ببین:

«درست وقتی به بودنت شک داشتم
جهان پُر از صدای تو شد…»

اینجا حامد عسکری با نهایت ظرافت، تردید و حضور رو در یک تضاد شاعرانه قرار می‌ده، بی‌آن‌که بازی زبانی پیچیده‌ای داشته باشه.

شعرهای او همون قدر که برای مخاطب حرفه‌ای جذابن، برای نسل جوان هم قابل درک و لذت‌بخشن. این ویژگی باعث شده لحن خاص عسکری، نوعی امضای شخصی براش باشه؛ شعری که خوندنش با یک نگاه کوتاه هم مشخصه که متعلق به اون‌ـه.

مضامین تکرارشونده و دیدگاه شاعرانه

اگر بخوایم درباره مضمون شعرهای حامد عسکری حرف بزنیم، باید بگیم که سه محور اصلی همیشه در اشعارش دیده می‌شن:

  1. عشق و دلتنگی

  2. خاطره و حسرت

  3. ایمان و آیین

او از عشق طوری می‌نویسه که نه اغراق‌آمیزه و نه سطحی. عشق در شعرش چیزی واقعیه، گاهی دست‌نیافتنی، گاهی زخمی، گاهی هم ساده و روزمره. مثلاً این شعر کوتاه رو ببین:

«باید برم… نه از دلت
از این همه بی‌اتفاقی‌ات…»

در کنار عشق، خاطره یکی از خطوط پررنگ در اشعارشه. شعرهای عسکری پره از تصاویر گذشته، چیزهایی که گذشته‌ان اما هنوز درد دارن. انگار شاعر با هر بیت، تکه‌ای از گذشته‌اش رو مرور می‌کنه.

همچنین، حامد عسکری نگاه آیینی قوی‌ای هم داره. در اشعارش به واقعه عاشورا، امام حسین (ع)، حضرت زهرا (س) و حتی پیامبر اسلام (ص) با زبانی خاص پرداخته. اما نه با لحن خطابی یا مداحانه، بلکه با زبانی شاعرانه، لطیف، و از دل برآمده.

در شعری درباره حضرت زهرا (س) می‌نویسه:

«ای پاره‌ای از آفتاب
دنیا بدون تو فقط شب است…»

در کل، اون نگاه شاعرانه‌ای داره که به زندگی با یک عینک عاطفی، ایمانی، و تصویری نگاه می‌کنه. همین نگاه باعث شده شعرهاش خاص بمونه، حتی وقتی ساده‌ست، حتی وقتی کوتاهه.

جایگاه حامد عسکری در ادبیات معاصر ایران

محبوبیت در میان نسل جوان

در دنیایی که شعر کلاسیک با واژه‌های سنگین و ساختارهای دشوار، مخاطبان جوان رو کمتر جذب می‌کنه، حامد عسکری دقیقاً برعکس عمل کرده. شعرهای او، به‌ویژه غزل‌هاش، مثل یک نسیم تازه در فضای ادبی معاصر وزیدن گرفتن؛ با زبانی امروزی، احساساتی صادقانه و تجربه‌هایی که برای نسل امروز آشناست.

جوان‌ها وقتی شعرهای عسکری رو می‌خونن، حس می‌کنن کسی داره از دل خودشون حرف می‌زنه. نه شعار می‌ده، نه ادعا می‌کنه؛ فقط با اون‌ها درد دل می‌کنه. بخشی از محبوبیت او دقیقاً از همین صمیمیت نشأت می‌گیره. اینکه مخاطب، خودش رو در شعر پیدا می‌کنه. نه فقط مخاطب ادبیات، بلکه خیلی‌ها که شاید تا پیش از اون، هرگز دنبال شعر هم نبودن.

برای مثال، همین بیت معروف:

«تو را دوست دارم هنوز
حتی اگر دیگران ندانند…»

بارها در استوری‌های اینستاگرام، کپشن‌های عاشقانه، یا حتی روی جلد دفتر و کارت‌پستال‌ها تکرار شده. این یعنی نفوذ شعر در زندگی روزمره.

نقش رسانه‌ها و فضای مجازی در معرفی او

رسانه‌ها نقش مهمی در معرفی و تثبیت جایگاه حامد عسکری ایفا کردن. از روزنامه‌ها و مجلات ادبی گرفته تا برنامه‌های فرهنگی تلویزیون، همگی در دوره‌ای به شعر او پرداختن. اما شاید چیزی که بیشترین تأثیر رو گذاشت، فضای مجازی بود.

با ظهور شبکه‌های اجتماعی، نسل جدید شاعران تونستن بدون واسطه به مخاطب‌هاشون دسترسی داشته باشن. عسکری هم از این فرصت به‌خوبی استفاده کرد. شعرهای کوتاهش، که گاهی مثل یک زمزمه عاشقانه هستن، خیلی زود در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌چرخیدن. همین اتفاق باعث شد که حتی کسانی که اسمش رو نمی‌دونستن، بیت‌هاش رو بشناسن و باهاش هم‌ذات‌پنداری کنن.

در کنار فضای مجازی، شرکت در جشنواره‌ها، برنامه‌های ادبی، نشست‌های تخصصی و داوری در محافل شعر، جایگاه عسکری رو به‌عنوان یک چهره قابل‌اعتنا در ادبیات معاصر تثبیت کرد.

او همیشه سعی کرده بین ماندن در دل مردم و حفظ کیفیت ادبی تعادل برقرار کنه؛ کاری که برای هر شاعری آسون نیست، اما عسکری به‌خوبی از پسش بر اومده.

در کنار نام‌هایی مثل فاضل نظری، افشین یداللهی، علیرضا بدیع و احمد امیرخلیلی، حامد عسکری یکی از چهره‌هایی‌ست که چهره‌ی شعر معاصر فارسی رو جوان، تازه و پررنگ‌تر کرده.

جمع‌بندی نهایی: حامد عسکری، شاعر دل‌های امروز

در دنیای پرهیاهوی امروز، جایی که کلمات گاهی فقط وسیله‌ای برای پر کردن فضا هستن، پیدا کردن شاعری که با دلش بنویسه، مثل پیدا کردن چشمه‌ای زلال توی کویر می‌مونه. حامد عسکری یکی از همون چشمه‌هاست. شاعری که از دل بم برخاست، و با شعرهایی که ساده، صادق، و سرشار از احساسن، تونست جای محکمی در دل مردم پیدا کنه.

ما در این مقاله نگاهی انداختیم به زندگی و شخصیت او، از دوران کودکی تا انتشار کتاب‌هایش. غزل‌هایی که مثل یک دوست، با ما حرف می‌زنن و مثل خاطره‌ای شیرین، در ذهن می‌مونن. دیدیم که شعرهای او هم عاشقانه‌اند، هم آیینی، هم اجتماعی. در هر حال، صداقت و صمیمیت همیشه با او همراه بوده.

کتاب‌هاش از دل واژه‌هایی میان که بارها به زبان مردم چرخیدن. چه در استوری‌ها و پست‌های فضای مجازی، چه در دفترهای خاطره و یادگاری. رسانه‌ها و علاقه‌مندان ادبیات، او را یکی از چهره‌های درخشان شعر معاصر می‌دونن؛ کسی که با حفظ احترام به سنت‌های شعری، تونست مخاطب امروز رو هم جذب کنه.

در کنار همه‌ی این‌ها، چیزی که حامد عسکری رو ماندگار می‌کنه، عشقشه. نه فقط به معشوق، بلکه به کلمه، به مردم، به سرزمینش. شعری که از دل بیاد، همیشه به دل می‌شینه. و عسکری این اصل طلایی رو به‌خوبی بلده.

ویدیوها و مقاله‌های بیشتر حامین‌یار

به آرشیو برگردید و محتوای مناسب مرحله خود را انتخاب کنید.

بازگشت به آرشیو
حامد عسکری در کوچه پس کوچه های عاشقی… | حامین‌یار